آیا ترامپ موفق به تغییر فضای سیاسی اروپا می‌شود؟

آیا ترامپ موفق به تغییر فضای سیاسی اروپا می‌شود؟

1404/10/15 - 08:34 350 بازدید
به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران نوشت: از زمان آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، رویکرد دولت آمریکا نسبت به اروپا به‌طور قابل توجهی تغییر پیدا کرده است. این رویکرد، در ظاهر با شعار «عظمت‌بخشی دوباره به اروپا» توجیه می‌شود، اما در عمل با اعتراض و مقاومت جریان‌های حاکم در اروپا روبه‌رو شده است. اقدامات گوناگون دولت ترامپ می‌تواند سپهر سیاسی این قاره را دستخوش دگرگونی‌های مهم کند. ادراک متفاوت از دموکراسی و تهدید در طول یک سال گذشته، مقامات اروپایی و مسئولان دولت ترامپ بارها بر سر تعریف دموکراسی و ماهیت تهدیدات اروپا وارد مجادله شده‌اند. جی.دی. ونس در کنفرانس مونیخ صراحتاً گفت تهدید اصلی نه روسیه و چین، بلکه سرکوب آزادی بیان و انحراف از ارزش‌های آمریکایی است. سند امنیت ملی آمریکا این شکاف سیاسی–فرهنگی را رسمیت بخشید. ترامپ نیز خود را نجات‌دهنده اروپا از نیروهای «ضددموکرات» می‌بیند. اقدامات آمریکا در یک سال گذشته، ایالات متحده از ابزارهای متعددی برای اثرگذاری بر سپهر سیاسی–فرهنگی اروپا بهره گرفته است. این اقدامات را می‌توان به‌طور کلی در سه دسته اصلی صورت‌بندی کرد: حمایت غیرمستقیم: ایلان ماسک (وزیر کارآمدی وقت) از AfD آلمان حمایت کرد و الگوریتم‌های ایکس را به نفع راست افراطی تغییر داد و حملات توییتری متعددی علیه اتحادیه اروپا انجام گرفت. وزارت خارجه لغو انتخابات رومانی را محکوم و به مجارستان معافیت تحریمی داد تا دولت راست افراطی مجارستان تقویت شود. مشروعیت‌بخشی به راست افراطی: ترامپ دیدارهای گرم با ملونی (ایتالیا)، اوربان (مجارستان) و ۴۰ مقام AfD در کاخ سفید داشت. وزارت خارجه محدودیت‌های علیه AfD (مانند طبقه‌بندی اطلاعاتی آلمان) را نقض دموکراسی خواند و از فیکو (اسلواکی) برای جام جهانی دعوت کرد. تقابل با مقامات اروپایی: تحریم مقامات اروپایی به‌خاطر «سانسور» و تهدید قطع استارلینک، عملاً به منزله اعلان چالشی جدی علیه چارچوب‌های حقوقی و تنظیم‌گری اتحادیه اروپا در حوزه فناوری است. میزان تأثیر اروپا دیگر در صدر اولویت‌های راهبردی دولت ترامپ قرار ندارد؛ از همین رو، حمایت از جریان‌های راست افراطی عمدتاً در سطح اقدام‌های غیرمستقیم و پیوندخورده با منافع مقطعی دولتمردان آمریکایی محدود مانده است. فشارهای لفظی دولت ترامپ برای پایان دادن به انزوای سیاسی احزاب راست افراطی تاکنون اثر محسوس و تعیین‌کننده‌ای نداشته است. پیامدهای راهبردی تقویت روسیه: راست افراطی با مسکو نرم‌تر است و برای همین در صورت قدرت‌گیری همکاری اقتصادی با روسیه را احیا می‌کند. تلاش ترامپ برای توقف جنگ اوکراین و قطع حمایت از اوکراین، روسیه را قوی‌تر کرده و قطبی‌شدن فضای اروپا به مسکو فضای نفوذ بیشتری می‌دهد. تضعیف اتحادیه اروپا: ترامپ اتحادیه را «دشمن» می‌خواند و انسجامش را فرسایش می‌دهد. نتیجه این روند، کاهش انسجام و کارآمدی اتحادیه اروپا در ابعاد دیپلماتیک، اقتصادی و تصمیم‌گیری خواهد بود. بازآرایی سیاسی اروپا در صورت تداوم روندهای فعلی و مداخله آمریکا، می‌توان انتظار داشت در میان‌مدت تابوی همکاری با راست افراطی می‌شکند؛ احزاب میانه و محافظه‌کار راست‌گراتر و رادیکال‌تر می‌شوند و محبوبیت احزاب چپ و سبز بیش از پیش کاهش می‌یابد. همچنین، احتمال کاهش وزن نیروهای ضدروس در منطقه بالتیک و افزایش نفوذ احزاب راست افراطی و محافظه‌کار در اروپای مرکزی وجود دارد؛ تحولی که می‌تواند بر جهت‌گیری کلی اتحادیه اروپا در قبال مسکو، ناتو و سیاست‌های امنیتی–انرژی اثرگذار باشد. ترامپ، هرچند با شعارهایی مانند «اروپا را دوباره با عظمت کنیم» ظاهراً بر تقویت اروپا تأکید می‌کند، اما رویکرد واقعی او با این هدف در تعارض است. با در نظر گرفتن قدرت‌گیری فزاینده جریان‌های افراطی و استمرار تلاش ترامپ برای تغییر سیاسی-فرهنگی اروپا، این قاره در سال‌های پیش‌رو با چالش‌های عمیق‌تر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبه‌رو خواهد شد که حل آنها مستلزم اتخاذ رویکردی شفاف، منسجم و واقع‌بینانه در برابر دولت ترامپ و جریان‌های راست افراطی است. *بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.
« بازگشت به لیست اخبار