انتقاد تند واشینگتن از زوال دموکراسی در اروپا/ ترامپ خاورمیانه را از فهرست اولویتهای سند امنیت ملی آمریکا خارج کرد
راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ ضمن متهم کردن دولتهای اروپایی به تخریب دموکراسی در کشورهایشان، توضیح میدهد که چرا دیگر دلیلی ندارد خاورمیانه یکی از اولویتهای اصلی ایالات متحده باشد.
راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ ضمن متهم کردن دولتهای اروپایی به تخریب دموکراسی در کشورهایشان، توضیح میدهد که چرا دیگر دلیلی ندارد خاورمیانه یکی از اولویتهای اصلی ایالات متحده باشد. - دونالد ترامپ ۴ دسامبر ۲۰۲۵ (۱۳ آذر ۱۴۰۴) از سند «راهبرد امنیت ملی» دولت خود رونمایی کرد؛ سندی که مانند بسیاری از جنبههای دیگر دولت او، کاملاً منحصربهفرد است. این راهبرد بهوضوح بر مبنای دکترین «اول، آمریکا» ترسیم شده و بر واقعگرایی جغراسیاسی، بهکارگیری اهرمهای فشار اقتصادی، و اجتناب از درگیریهای نظامی طولانیمدت متمرکز است. یکی از عناصر کلیدی این سند، اولویت چشمگیری است که دولت آمریکا برای نیمکرهی غربی قائل شده؛ سیاستی که از آن تحت عنوان «استنباط ترامپی» از دکترین مونرو یاد شده است. این استنباط شامل مقابله با مهاجرت گسترده، کارتلهای مواد مخدر (از جمله با استفاده از نیروی مرگبار)، و نفوذ خصمانهی خارجی میشود. این راهبرد همچنین بهشدت بر تضمین زنجیرههای تأمین، پیشبرد سلطهی آمریکا بر حوزهی فناوری (هوش مصنوعی، زیستفناوری و...) و تقویت اقتصاد داخلی ایالات متحده تأکید دارد. «دونالد ترامپ» (وسط) رئیسجمهور آمریکا، ۲ دسامبر ۲۰۲۵، طی نشست کابینه در واشینگتن صحبت میکند، در حالی که «مارکو روبیو» (چپ) وزیر خارجه، و «پیت هگست» وزیر جنگ ایالات متحده، دو طرف او نشستهاند. سند «راهبرد امنیت ملی» آمریکا بیش از هر چیز بر سیاست خارجی و راهبرد نظامی این کشور تمرکز دارد. شاید بتوان قابلتوجهترین نکته در سند راهبرد امنیت ملی دولت دوم ترامپ را تفاوت معنادار آن با اسناد مشابه دولتهای قبلی طی سالهای اخیر، بهویژه اسناد راهبرد امنیت ملی دولتهای اوباما و بایدن، دانست. بر خلاف اسناد قبلی که بر اتحاد آمریکا با کشورهای دیگر، چندجانبهگرایی، و ترویج نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین تأکید داشتند، سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ رویکردی بهشدت معاملهگرانه در قبال کشورهای دیگر، حتی متحدان ایالات متحده، دارد و یکجانبهگراییای که مؤلفهی هر دو دولت ترامپ بوده، در آن بسیار پررنگ است. مشرق ترجمهی سند راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ را در چند قسمت منتشر نموده است. آنچه در ادامه میخوانید، بخش پنجم و آخر از این مجموعه است که شامل دستورکار و انتقادات تند و تیز دولت ترامپ دربارهی اروپا و همچنین تشریح سیاستهای این دولت در قبال خاورمیانه و آفریقا میشود. دولت ترامپ در این بخش از راهبرد امنیت ملی خود بهوضوح ضرورت و دلایل تنزل خاورمیانه در فهرست اولویتهای آمریکا را تصریح میکند. بخشهای قبلی این مجموعه را میتوانید از لینکهای زیر بخوانید: ◄ ◄ ◄ ◄ جلد سند راهبرد امنیت ملی سال ۲۰۲۵ دولت ترامپ. اگرچه انتشار سند راهبرد امنیت ملی چارچوب یا زمانبندی خاصی ندارد، اما معمولاً هر دولتی در آمریکا یک بار چنین سندی را منتشر میکند. متن کامل این سند را میتوانید به زبان انگلیسی . ج. ترویج شکوه اروپا مقامات آمریکایی عادت کردهاند مشکلات اروپا را از منظر کمبود هزینههای نظامی و رکود اقتصادی ببینند. این طرزفکر بیراه نیست، اما مشکلات واقعی اروپا عمیقتر از اینهاست. سهم اروپا از تولید ناخالص داخلی جهان در حال کاهش بوده، از ۲۵ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۱۴ درصد امروز. یکی از دلایل این مسئله، مقررات ملی و فراملیای هستند که خلاقیت و سختکوشی را تضعیف میکنند. اما این زوال اقتصادی تحتالشعاع چشمانداز واقعی و آشکارترِ افول تمدنی قرار گرفته. مسائل بزرگتری که اروپا با آنها روبهروست از این قرارند: فعالیتهای اتحادیهی اروپا و سایر نهادهای فراملیای که آزادی سیاسی و حاکمیت کشورها را تضعیف میکنند، سیاستهای مهاجرتیای که دارند این قاره را دگرگون میکنند و درگیری در آن به وجود میآورند، سانسور آزادی بیان و سرکوب مخالفان سیاسی، کاهش نرخ زادوولد، و از دست دادن اعتمادبهنفس و هویتهای ملی. اگر روندهای کنونی ادامه یابد، این قاره ظرف ۲۰ سال یا کمتر غیرقابلشناسایی خواهد بود. به این ترتیب، به هیچ عنوان معلوم نیست که آیا برخی کشورهای اروپایی آنقدر اقتصاد و ارتش قدرتمندی خواهند داشت که متحدان قابلاعتمادی برای ما باشند یا خیر. بسیاری از این کشورها در حال حاضر بر تداوم مسیر فعلی خود اصرار دارند. ما میخواهیم اروپا «اروپایی» باقی بماند، اعتمادبهنفس تمدنی خود را بازیابد، و تمرکز شکستخوردهاش بر خفقان نظارتی [و وضع مقررات دستوپاگیر] را کنار بگذارد. این عدم اعتمادبهنفس از همه بیشتر در رابطهی اروپا با روسیه مشهود است. متحدان اروپایی ما، تقریباً از هر جهت، بهجز سلاحهای هستهای، برتری قابلتوجهی در حوزهی قدرت سخت نسبت به روسیه دارند. روابط اروپا با روسیه، در نتیجهی جنگ در اوکراین، اکنون بهشدت تضعیف شده، و بسیاری از اروپاییها روسیه را یک تهدید وجودی میدانند. مدیریت روابط اروپا با روسیه نیازمند تعامل دیپلماتیک چشمگیری از سوی آمریکا است؛ هم برای بازسازی شرایط ثبات راهبردی در سراسر سرزمین اوراسیا، و هم برای کاهش خطر درگیری میان روسیه و کشورهای اروپایی. مذاکره برای دستیابی به توقف سریع خصومتها در اوکراین، به منظور تثبیت اقتصادهای اروپایی، جلوگیری از تشدید یا توسعهی ناخواستهی جنگ، و بازسازی ثبات راهبردی [روابط اروپا] با روسیه، در کنار امکان بازسازی اوکراین پس از جنگ با هدف بقای آن به عنوان یک کشورِ قادر به حیات، یکی از منافع محوری ایالات متحده محسوب میشود. سربازان تیپ پنجم ارتش اوکراین، ۱۱ مارس ۲۰۲۵، در خط مقدم در نزدیکی «تورتسک» در منطقهی دونتسک، در حالی که یکی از آنها پوستری با پرچم دو کشور اوکراین و آمریکا در دست دارد که روی آن نوشته: «آمریکا، به خاطر حمایتی که ملت ما را نجات میدهد، متشکریم. کنار اوکراین بایستید. #روسیه_را_متوقف_کنید.» دولت ترامپ در کنار ادعاهایش دربارهی تلاش برای پایان فوری جنگ اوکراین، همچنان از اوکراین حمایت تسلیحاتی میکند. یکی از اعضای تیپ «خارتیا» ی ارتش اوکراین، ۱۲ مارس ۲۰۲۵، با هویتزر ام۱۰۱ مواضع ارتش روسیه در منطقهی خارکیف اوکراین را هدف قرار میدهد. «دونالد ترامپ» بارها ادعا کرده که به دنبال توقف فوری جنگ اوکراین است، اما تا کنون در دستیابی به این هدف ناکام مانده است. راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ تلویحاً اذعان دارد که یکی از دلایل جنگ اوکراین، تمایل اعضای ناتو به گسترش بیحد مرزهای این سازمان نظامی بوده. با این حال، اروپا همچنان از نظر راهبردی و فرهنگی برای آمریکا حیاتی است. تجارت فراآتلانتیک [میان آمریکا و اروپا] هنوز هم یکی از ستونهای اقتصاد جهان و رفاه آمریکاست. صنایع اروپایی، از تولید تا فناوری و انرژی، همچنان از قویترین صنایع در نوع خود در جهان هستند. اروپا مرکز تحقیقات علمی پیشرفته و مؤسسات فرهنگی پیشرو در تمام جهان است. به هیچ عنوان نمیتوانیم اروپا را نادیده بگیریم؛ اگر این کار را بکنیم یعنی خودمان به دست خودمان اهدافی را که این راهبرد به دنبال تحقق آنهاست، از بین بردهایم. دیپلماسی آمریکایی باید به دفاع از دموکراسی واقعی، آزادی بیان، و بزرگداشتِ بیدریغِ شخصیت و تاریخ منحصربهفرد کشورهای اروپایی ادامه دهد. آمریکا متحدان سیاسیاش در اروپا را به ترویج این فرآیند احیای روحیه تشویق میکند؛ و نفوذ روبهرشد احزاب میهنپرست اروپایی، اتفاقاً، دلیلی برای خوشبینیِ فراوان است. هدف ما باید کمک به اروپا برای تصحیح مسیر فعلیاش باشد. ما به یک اروپای قوی نیاز خواهیم داشت تا در موفقیت در رقابت [با قدرتهای رقیبمان] به ما کمک کند، و برای جلوگیری از تسلط هر دشمنی بر اروپا با ما همکاری نماید. «دونالد ترامپ» (ردیف جلو، وسط) رئیسجمهور آمریکا، ۱۸ آگوست ۲۰۲۵، میزبان برخی مقامات اروپایی شامل (ردیف جلو از چپ) «کییر استارمر» نخستوزیر بریتانیا، «امانوئل مکرون» رئیسجمهور فرانسه، «جورجیا ملونی» نخستوزیر ایتالیا، «فریدریش مرتس» صدراعظم آلمان، و همچنین «ولودیمیر زلنسکی» (خارج از تصویر) رئیسجمهور اوکراین است. راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ بهشدت از متحدان اروپایی آمریکا انتقاد و حتی آنها را به فرسودن بنیانهای دموکراسی و آزادی بیان در کشورهای متبوعشان متهم میکند. در مقابل، صدور این سند با واکنش شدید برخی از اروپاییها، از جمله آلمان، مواجه شد. آمریکا، طبیعتاً، به قارهی اروپا، و البته به بریتانیا و ایرلند، تعلق عاطفی دارد. شخصیت این کشورها نیز از نظر راهبردی مهم است، زیرا ما به متحدان خلاق، توانمند، بااعتمادبهنفس، و دموکراتیک برای ایجاد زمینهی ثبات و امنیت تکیه میکنیم. میخواهیم با کشورهای همسو، که میخواهند شکوه گذشتهی خود را احیا کنند، همکاری کنیم. در بلندمدت، کاملاً محتمل است که، حداکثر ظرف چند دهه، برخی از اعضای ناتو دارای اکثریت غیراروپایی شوند. به این ترتیب، یک سؤال نیاز به پاسخ دارد: آیا این کشورها جایگاه خود در جهان، یا اتحادشان با ایالات متحده، را به همان شکلی خواهند دید که امضاکنندگان منشور ناتو میدیدند یا خیر؟ سیاست کلی ما برای اروپا باید این موارد را در اولویت قرار دهد: • بازسازی شرایط ثبات در اروپا و ثبات راهبردی [روابط] با روسیه؛ • توانمندسازی اروپا برای ایستادن روی پای خود و اقدام به عنوان جمعی از کشورهای مستقلِ همسو، از جمله با پذیرش نقش اصلی در دفاع از خود، بدون قرار گرفتن تحت سلطهی هیچ قدرت متخاصمی؛ • تقویت مقاومت [و مبارزه] مقابل مسیر کنونی اروپا در درون کشورهای اروپایی؛ • باز کردن بازارهای اروپا به روی کالاها و خدمات آمریکا و تضمین برخورد عادلانه با کارگران و کسبوکارهای آمریکایی؛ • پایان دادن به این تصور، و جلوگیری از این واقعیت، که ناتو یک ائتلافِ تا ابد در حال گسترش است؛ و • تشویق اروپا به اقدام در جهت مبارزه با مازاد ظرفیت از طریق مرکانیلیسم، سرقت فناوری، جاسوسی سایبری و سایر روشهای اقتصادی خصمانه. د) خاورمیانه: جابهجایی مسئولیتها، برقراری صلح دستکم نیم قرن است که سیاست خارجی آمریکا خاورمیانه را در اولویتی بالاتر از همهی مناطق دیگر جهان قرار داده. دلایل این مسئله واضحند: خاورمیانه دهها سال مهمترین تأمینکنندهی انرژی جهان، صحنهی اصلی رقابت ابرقدرتها، و مملو از درگیریهایی بود که ممکن بود دامنهیشان به نقاط دیگر جهان و حتی سواحل ما کشیده شود. امروز، حداقل دو مورد از آن دلایل دیگر وجود ندارند. منابع انرژی بهشدت متنوع شدهاند، در حالی که آمریکا دوباره به یک صادرکنندهی خالص انرژی تبدیل شده؛ و رقابت ابرقدرتها جای خود را به کشمکش قدرتهای بزرگ داده، در حالی که آمریکا همچنان غبطهبرانگیزترین جایگاه را در اختیار دارد. این جایگاه با اقدام رئیسجمهورْ ترامپ به احیای موفقیتآمیز اتحادهای ما در خلیج فارس، با سایر شرکای عربی، و با اسرائیل بیشازپیش تقویت ...
« بازگشت به لیست اخبار