ایران کلافهاش کرده!
بررسی اعتراف مهم ویتکاف درباره استیصال ترامپ به خاطر تسلیم نشدن ایران با وجود لشکرکشی نظامی آمریکا را دقیقتر بخوانید.
بررسی اعتراف مهم ویتکاف درباره استیصال ترامپ به خاطر تسلیم نشدن ایران با وجود لشکرکشی نظامی آمریکا را دقیقتر بخوانید. این نخستینبار است که نماینده ترامپ به صورت علنی اعتراف میکند او و رئیسش قادر به فهم چرایی مقاومت ایرانیها زیر فشار تهدیدات نظامی آمریکا نشدهاند. گزارش منابع آمریکایی حاکی از آن است تاکنون حداقل ۲ ناوگروه در منطقه غرب آسیا و یک ناوگروه دیگر در مدیترانه مستقر شدهاند و همزمان دهها سوخترسان آمریکایی به منطقه اعزام شده و تقریبا روزی نیست که ترامپ در سخنان خود دست به تهدیدات لفظی علیه ایران نزند اما سخنان مذاکرهکننده ارشد آمریکا در برابر ایران نشان میدهد کاخ سفید با وجود فشارهای نظامی فزاینده علیه ایران، در برابر ثابت ماندن مواضع ایران در مذاکرات با نوعی سردرگمی و بلاتکلیفی مواجه شده است. به گفته بسیاری از کارشناسان، گزینه جنگ برای ترامپ بسیار پرهزینه است و هر گزینه دیگری غیر از جنگ هم به معنای عقبنشینی آمریکاست. «اوزی رَبی» کارشناس اسرائیلی مرکز دایان دانشگاه تلآویو درباره تسلیم نشدن ایران گفت: «خاورمیانه فرهنگ متفاوتی دارد. ترامپ نمیفهمد؛ او به شکل عقلانی و مکانیکی فکر میکند و میگوید من ناوگانها را بالای سرشان گذاشتهام و آنها هنوز تسلیم نمیشوند. اینها مسائل ایدئولوژیک، عزت و فرهنگ است که در غرب درک نمیشود». وحشت اعراب از جنگ آمریکا با ایران با بالا گرفتن تهدیدات نظامی آمریکا علیه ایران، گزارشهای متعددی در دست است که نشان میدهد کشورهای عرب از جنگ آمریکا علیه ایران وحشتزدهاند. وبگاه آمریکایی «ریسپانسیبل استیت کرفت» در گزارشی درباره نگرانی کشورهای عرب از جنگ آمریکا علیه ایران نوشت عربستان سعودی، قطر، عمان و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیجفارس (GCC) از تشدید تنش میان آمریکا و ایران بیم دارند، نه به خاطر دلسوزی برای ایران، بلکه به این دلیل نگران جنگ هستند که در صورت وقوع جنگ مستقیم، کشورهای عرب در خط مقدم جنگ و هدف احتمالی حملات ایران قرار خواهند گرفت. بر اساس این گزارش، یک حمله گسترده میتواند زیرساختهای حیاتی، اقتصادی و سرمایهگذاری خارجی در این کشورها را تهدید کند و روند توسعه و جذب سرمایهگذار را به خطر اندازد. در این گزارش همچنین گفته شده ایران ممکن است در واکنش به جنگ، بخشهایی از تنگه هرمز به عنوان مسیری کلیدی برای انتقال نفت جهان را مسدود کند و این اقدام پیامدهای اقتصادی و انرژی برای منطقه و جهان خواهد داشت و ممکن است اقتصاد کشورهایی مانند قطر، بحرین و امارات را با یک شوک بزرگ روبهرو کند. مخالفت مشاوران ارشد ترامپ با جنگ احتمال تحقیر پرهزینه آمریکا همزمان با تشدید تنشها و تهدیدات شفاهی آمریکا علیه ایران، «ریچارد هاس» از کارشناسان مطرح حوزه علوم سیاسی و روابط بینالملل در مطلبی در وبگاه شخصی خود نوشت در صورت بروز جنگ بین تهران و واشنگتن، ایران از تابآوری بهتری در مقایسه با ایالات متحده برخوردار است. وی ادامه داد این تابآوری بالا ممکن است آمریکا را به «عقبنشینی و پذیرش نوعی توافق محدودکننده برنامه هستهای ایران» وادار کند. این تحلیلگر در ادامه افزود این عقبنشینی، «تحقیری پرهزینه» برای آمریکا خواهد بود. هاس تأکید کرد لشکرکشی آمریکا به غرب آسیا و افزایش تنش در این منطقه بهسختی میتواند ایرانیان را وادار کند از برنامه هستهای خود دست بکشند. این کارشناس ادامه داد ایران میتواند حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل را به روشهای مختلف، از جمله مسدود کردن تنگه هرمز یا حمله علیه نیروهای نظامی این ۲ در منطقه، تلافی کند. هاس خاطرنشان کرد این تحولات میتواند به «جهش قیمت نفت» منجر شود؛ مسالهای که به نفع دونالد ترامپ نیست. وی احتمال تغییر حکومت ایران بر اثر حملات نظامی را «غیرممکن» توصیف کرد و نوشت جنگ احتمالی با آمریکا حتی ممکن است به جای تضعیف، به تقویت جمهوری اسلامی منجر شود. کارشناس آمریکایی تأکید کرد اخیراً هیچ تهدید جدیدی از سوی ایران علیه منافع ایالات متحده ظاهر نشده که پاسخ نظامی را ضروری کند. جنگ با ایران «پیکنیک» نیست روز گذشته رسانههای صهیونی اظهارات «ران کوخاف» سرتیپ ذخیره و فرمانده پیشین سامانه دفاع هوایی رژیم صهیونیستی درباره رویارویی احتمالی با ایران را نقل کردند. بر اساس گزارش المیادین، کوخاف با تأکید بر اینکه «جنگ با ایران تفریح یا گردش نخواهد بود»، هشدار داد در صورت وقوع چنین نبردی، تلآویو باید پیامدهای سنگینی را متحمل شود. وی در گفتوگو با رسانههای رژیم تصریح کرد: «در جریان جنگ گذشته، ایرانیها به اسرائیل آسیب وارد کردند و در جنگ آینده نیز همین کار را خواهند کرد». فرمانده پیشین نیروی دفاع هوایی رژیم صهیونیستی اشاره کرد ارتش این رژیم با شکافهایی در سامانههای ایمنی و جبهه داخلی روبهروست و هشدار داد این ضعفها میتواند در هر جنگی با ایران تبعاتی جدی به دنبال داشته باشد. سناریوی پیچیده ایران به نوشته تحلیلگر روزنامه کالکالیست، آنچه سناریوی ایران را از تلاشهای پیشین متمایز میکند، نه صرفاً یک ادعا، بلکه توسعه یک دکترین عملیاتی چندبُعدی طی یک دهه اخیر است؛ دکترینی که در آن، هماهنگی میان نیروی هوایی، سامانههای موشکی ساحلی و شناورهای تندرو، تصویر تهدیدی هماهنگ و غیرقابل پیشبینی را ترسیم میکند. کارشناس صهیونیست این گزارش مینویسد شاید یکی از نقاط قابل توجه تهدیدات ایران علیه ناوهای آمریکایی، مساله «دیدپذیری» ناو باشد. برخلاف تصور رایج، ناوهای هواپیمابر موجوداتی نامرئی نیستند؛ ابعاد بسیار بزرگ و همراهی آنها با یک گروه رزمی دریایی باعث میشود از دید سامانههای شناسایی مدرن، از جمله تصاویر ماهوارهای تجاری، قابل تشخیص باشند. با توجه به پیشرفتهای ماهوارهای و پهپادی ایران، ناوهای هواپیمابر در تصاویر قابل مشاهده و رصد هستند. در چنین شرایطی، پرسش این نیست که آیا ایران قادر به رصد ناو هست یا نه؟ پرسش این است: این اطلاعات چگونه در لحظه تصمیمگیری به کار گرفته خواهد شد؟ تحلیلگر نظامی صهیونیست بر این باور است در محاسبات راهبردی جمهوری اسلامی ایران، سناریوی «نابودی کامل» یک ناو هواپیمابر جای خود را به راهبردی هوشمندانهتر داده است: «معلولسازی» این غولهای فولادی. در چنین سناریویی عرشه آسیبدیده یعنی توقف کامل عملیات هوایی؛ در نتیجه ناو از یک پایگاه متحرک به یک هدف شناور بیخاصیت تبدیل میشود. برای واشنگتن، حتی یک ناو آسیبدیده که مجبور به ترک منطقه برای ماهها تعمیر در حیفا یا هر نقطه دیگری شود، یک شکست نمادین و عملیاتی سنگین محسوب میشود. واکاوی سیاستهای تجاری ترامپ و پرونده منازعه بر سر قانون اختیارات اقتصادی؛ سرنوشت لرزان «مرد تعرفهها». محمد بخشی: در سالهای اخیر سیاست تجاری ایالات متحده از یک ابزار صرفا اقتصادی به میدان تقابل حقوقی، سیاسی و ژئواکونومیک تبدیل شده است. تعرفهها که در ادبیات کلاسیک اقتصاد عمدتا به عنوان ابزاری برای حمایت از صنایع داخلی یا تنظیم تراز تجاری شناخته میشدند، در عمل به اهرم فشار راهبردی بدل شدند؛ اهرمی که نهتنها روابط تجاری آمریکا با شرکای اصلی خود را تحت تأثیر قرار داد، بلکه مرزهای اختیارات دولت و نقش کنگره را نیز به چالش کشید. در این میان نقش پررنگ دونالد ترامپ در بازتعریف کارکرد تعرفهها بهعنوان ابزار سیاست خارجی و امنیت ملی، این روند را وارد مرحلهای تازه کرد. اوج این منازعه زمانی رقم خورد که اختلاف بر سر مبانی قانونی اعمال تعرفههای گسترده به دیوان عالی ایالات متحده کشیده شد و این نهاد با صدور حکمی تعیینکننده، بخشی از چارچوب اجرایی دولت را محدود ساخت. از آن پس، بحث تعرفه دیگر صرفا درباره ارقام و درصدها نبود، بلکه به موضوعی چندلایه بدل شد که اقتصاد کلان، توازن قوا، ثبات بازارهای مالی، روابط بینالملل و حتی معادلات انتخاباتی داخلی را دربر میگرفت. گزارش پیش رو کوشیده است این پرونده را از زوایای حقوقی، اقتصادی و سیاسی در حد امکان واکاوی کند. سرنوشت جنگ تجاری تعرفهها سیاستهای تعرفهای که در دوره اخیر دولت ایالات متحده اتخاذ شد، فراتر از یک رویکرد اقتصادی ساده، در عمل به عنوان یک ابزار راهبردی و اهرم فشار سیاسی ظاهر شد که سرمنشأ دور جدیدی از تنشهای تجاری در سطح بینالملل شد. دونالد ترامپ که از آغازین روزهای دوره دوم فعالیت خود، تعرفه را به عنوان رکنی اساسی در مناسبات اقتصادی قلمداد میکرد، با اتکا به استدلالهای گوناگونی همچون حفظ امنیت ملی و اعلام «وضعیت اضطراری»، مجموعهای از عوارض گسترده و سنگین را بر واردات کالا از کشورهای مختلف تحمیل کرد. هدف رسمی از این تدابیر، بهبود تراز تجاری، احیای بنیانهای تولید داخلی و مجازات کشورهایی اعلام میشد که طبق ادعای کاخ سفید، از دسترسی به بازارهای ایالات متحده «سود نامتعارف» کسب میکردند. اما در عمل، شواهد نشان داد هزینه اصلی این تقابل تجاری مستقیما بر دوش زنجیره تأمین، بنگاههای اقتصادی و در نهایت مصرفکنندگان آمریکایی قرار گرفته است. این پیامدهای منفی نهتنها توسط منتقدان، بلکه در پژوهشهای مستقل و مطالعات معتبر بانک فدرال رزرو نیویورک نیز به کرات مورد تأیید قرار گرفت. در لایههای زیرین این بحران، چالشهای حقوقی عمیقی پیرامون مبانی توجیهی دولت شکل گرفت. دستگاه دولتی برای قانونی جلوه دادن اقدامات خود، به شکلی بیسابقه به «قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بینالمللی» (IEEPA) متوسل شد. هرچند این قانون در شرایط بحرانهای بینالمللی اختیارات خاصی را به رئیسجمهور اعطا میکند اما کاربرد آن برای وضع تعرفههای فراگیر و همهجانبه در تاریخ این کشور سابقه نداشت. همین موضوع منجر به اعتراضات گسترده منتقدان و نهادهای تجاری شد. آنها بر این باور بودند که چنین تفسیر گسترده و منعطفی از IEEPA عملا به معنای واگذاری غیرقانونی اختیارات مالیاتی و تجاری عظیم از کنگره به قوه مجریه است. طبق ساختار قانون اساسی آمریکا، هرگونه وضع مالیات و تعیین درآمدهای عمومی باید با نقشدهی و نظارت مستقیم کنگره انجام شود، در حالی که این اقدامات مرزهای قانونی میان قوای مملکتی را جابهجا میکرد. این نزاع حقوقی بنیادین سرانجام به عالیترین مرجع قضایی کشور راه یافت تا قضات دیوان عالی به این پرسش کلیدی پاسخ دهند که آیا قانون IEEPA واقعا مجوزی برای وضع تعرفههایی صادر میکند که در میزان، زمان و دامنه «بیحد و حصر» هستند یا خیر. در یک حکم تاریخی و تعیینکننده، دیوان عالی با ارائه استدلالی صریح و مستحکم اعلام کرد دامنه اختیارات مندرج در این قانون هرگز شامل وضع تعرفههای یکطرفه و گسترده نمیشود. این رأی که منجر به ابطال بخش وسیعی از عوارض وضع شده از سوی دولت ترامپ شد، فراتر از یک پیروزی تجاری برای معترضان، به عنوان یک نقطه عطف قضایی در تبیین دقیق مرز اختیارا...
« بازگشت به لیست اخبار