بسته پیشنهادی ویژه روسیه به ایران برای توافق با آمریکا | راهکار مذاکراتی پوتین به لاریجانی چه بود؟

بسته پیشنهادی ویژه روسیه به ایران برای توافق با آمریکا | راهکار مذاکراتی پوتین به لاریجانی چه بود؟

1404/11/15 - 14:57 509 بازدید
مذاکرات جمعه ۷ فوریه بیش از آن‌که میدان چانه‌زنی بر سر جزئیات فنی باشد، آزمونی برای سنجش میزان واقع‌گرایی آمریکا است.
مذاکرات جمعه ۷ فوریه بیش از آن‌که میدان چانه‌زنی بر سر جزئیات فنی باشد، آزمونی برای سنجش میزان واقع‌گرایی آمریکا است. در حالی که منطقه خاورمیانه همچنان در وضعیت شکننده‌ای میان بازدارندگی و درگیری معلق مانده، خبر توافق اولیه برای برگزاری دور جدیدی از گفت‌وگوها میان ایران و آمریکا در جمعه ۷ فوریه، بار دیگر توجه تحلیل‌گران امنیتی و دیپلماتیک را به خود جلب کرده است. بازگشت به گزینه مذاکره با آمریکا در شرایطی که تهدید نظامی هنوز به‌طور کامل از معادله حذف نشده، برای تهران نه یک انتخاب ساده، بلکه تصمیمی پرهزینه و نیازمند محاسبه دقیق راهبردی است؛ تصمیمی که اگر بر مبنای تجربه‌های پیشین و واقعیت‌های میدانی اتخاذ نشود، می‌تواند بار دیگر به تکرار یک چرخه فرسایشی و بی‌نتیجه منجر شود. در کنار این مطالبات غیرواقع‌بینانه، واشنگتن همواره تلاش کرده است تا پرونده هسته‌ای ایران را به مسائل کاملاً متفاوتی مانند برنامه موشکی و نقش منطقه‌ای تهران گره بزند. این راهبرد، که پیش‌تر نیز بارها آزموده شده، عملاً هرگونه امکان پیشرفت واقعی در مذاکرات را از بین برده است. از منظر ایران، موضوعاتی که مستقیماً به امنیت ملی، توان دفاعی و عمق راهبردی کشور مربوط می‌شوند، به هیچ عنوان قابل مذاکره نیستند. همین اختلاف بنیادین در تعریف «موضوع مذاکره»، سبب شد که چندین دور گفت‌وگوی پیشین بدون نتیجه مشخص پایان یابد. با این پیش‌زمینه، پرسش اصلی امروز این است که در شرایطی که نه ایران از خطوط قرمز خود عقب‌نشینی کرده و نه آمریکا نشانه‌ای جدی از تعدیل خواسته‌های حداکثری‌اش بروز داده، مبنای گفت‌وگو در مذاکرات پیش‌رو چه می‌تواند باشد؟ این دقیقاً همان مسئله‌ای است که این روزها به محور بحث بسیاری از کارشناسان روابط بین‌الملل و تحلیل‌گران امنیتی تبدیل شده است. در هفته‌های اخیر، هم‌زمان با افزایش نگرانی‌ها از احتمال درگیری مستقیم میان تهران و واشنگتن، مجموعه‌ای از بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تلاش کرده‌اند نقش میانجی را ایفا کنند. کشورهایی مانند ترکیه، مصر، عمان، قطر و روسیه هر یک به‌نوعی کوشیده‌اند کانال‌های ارتباطی را فعال نگه دارند و از لغزش اوضاع به سمت تقابل نظامی جلوگیری کنند؛ تقابلی که پیامدهای آن نه‌تنها برای منطقه، بلکه برای اقتصاد و امنیت جهانی غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود. واقعیت آن است که آمریکا در صورت اصرار بر سیاست‌های گذشته، یعنی فشار حداکثری، تهدید نظامی و طرح مطالبات فرابرجامی، نمی‌تواند انتظار نتیجه‌ای متفاوت از مذاکرات پیشین داشته باشد. تجربه نشان داده است که چنین رویکردی نه‌تنها ایران را وادار به عقب‌نشینی نکرده، بلکه به تقویت نگاه بدبینانه و افزایش هزینه‌های تقابل منجر شده است. در مقابل، هرگونه پیشرفت واقعی تنها زمانی ممکن است که واشنگتن بپذیرد ایران بازیگری مستقل با منافع و خطوط قرمز مشخص است، نه طرفی که بتوان با ترکیب تحریم، تهدید و فریب، او را به «دیل» مدنظر خود کشاند. در نهایت، ایران با اتکا به تجربه، توان بازدارندگی و حمایت داخلی، وارد این مقطع شده است نه از موضع ضعف، بلکه از موضع محاسبه. مذاکره، اگر قرار است معنا داشته باشد، باید ابزاری برای تأمین منافع ملی باشد، نه پوششی برای فشار بیشتر. جمعه ۷ فوریه می‌تواند نقطه آغاز یک گفت‌وگوی عقلانی باشد؛ اما تنها در صورتی که آمریکا بپذیرد دوران تحمیل و فریب به پایان رسیده است.
« بازگشت به لیست اخبار