حکومت نظامی بود، زنجیر و طبل و سنج را داخل گونی ریختم و رفتم استودیو... | ماجرای ضبط قطعه الله االله مرحوم رضا رویگری
مرحوم رضا رویگری در طول دوران کاری خود علاوه بر فعالیت در عرصه بازیگری، به تولید چند اثر مرتبط با ایام منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و انتشار آلبومهای متعددی در عرصه موسیقی نیز پرداخت.
مرحوم رضا رویگری در طول دوران کاری خود علاوه بر فعالیت در عرصه بازیگری، به تولید چند اثر مرتبط با ایام منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و انتشار آلبومهای متعددی در عرصه موسیقی نیز پرداخت. به گزارش مرحوم رضا رویگری از جمله هنرمندانی بود که علاوه بر فعالیت های متعدد در عرصه بازیگری که ابتدا از حوزه تئاتر با بازی در چندین اثر نمایشی از جمله «ویس و رامین»، «عبادتی بر مصیبت حسین بن منصور»، «پا انداز»، «خودت باش و عرقتو بخور»، «حالت چطوره مش رحیم»، «ناگهان هذا حبیباله»، «گلدونه خانم»، «جمعهکشی»، «قمر در عقرب»، «شبیخون»، «صندلی کنار پنجره بگذاریم»، «امشب شب مهتاب»، «جاننثار»، «رایش سوم»، «ققنوس و بوتیمار»، «دو خواهر»، «آتراکیسیون»، «آخر زمان»، «طاعون»، «شبات»، «اژدها»، «بر دار شدن حسین بن حلاج»، «معرکه در معرکه»، «سیرک باشکوه»، «باغوحش شیشهای»، «توراندخت»، «سایه سیمرغ»، «آرتورو اوئی»، «مضحکه قمر در عقرب»، «والس خداحافظی»، «مرغ مینا» آغاز و سپس در حوزه های سینما و تلویزیون جلوه گسترده تری پیدا کرد، در حوزه موسیقی نیز فعالیت های موثری داشت. فریدون خشنود آهنگساز این قطعه نیز در یکی از گفتگوهای رسانه ای خود درباره نحوه انتخاب رضا رویگری به عنوان خواننده اثر اظهار کرده بود: رضا رویگری را در سالهای پیش از انقلاب میشناختم و طی فعالیتهایم او اغلب در استودیو کنارم حاضر میشد. پیش از تولید آهنگ «الله الله» طی چند مورد صدای رویگری را در استودیو ضبط کرده بودم تا این هنرمند را به عنوان خوانندهای جدید معرفی کنم. پیش از تولید «الله الله» و پیش از انتخاب ایشان هرچه فکر کردم، دیدم هیچکدام از خوانندههای قدیمی و آنهایی که صدایشان شنیده شده و به گوش مردم رسیده، نمیتوانند اصالت لازم را حفظ کنند. زیرا اثر متعلق به مردم است. پس از طی این روند تنها صدای مناسبی که به ذهنم رسید، صدای رضا رویگری بود. من صدای رویگری را پیشتر طی تست گرفتنها و ضبط کردنها شنیده بودم و جنس آن را میشناختم. وی ادامه داد: صدای رضا حزنی دارد و در آن مقطع آن را برای خوانش سرود مناسب میدانستم و هنوز هم چنین نظری دارم. او توانایی لازم را برای اجرای سرود داشت. زمانی که از او برای همکاری دعوت کردم، تعجب کرد و گفت ساخت آهنگ الان؟ و در شرایط فعلی؟ و من هم به او گفتم که کار در این شرایط یک ریسک است زیرا در آن مقطع زمانی کسی آنچنان رضا رویگری را نمیشناخت اما ما برای اتفاقات و مراحل بعدی شهامتهای بسیار به خرج دادیم. رضا به خانه آمد و زمانی که میخواند اشک در چشمانش جمع میشد. بالاخره تمرین کردیم و تصمیم گرفتیم آهنگ را به مرحله ضبط و انتشار برسانیم، اما نمیدانستیم چه کنیم. زیرا نه نوازندهای وجود داشت و نه گروه کری داشتیم. شرایط بدی بود. حتی چندتایی از استودیوها نیز طفره رفتند و با ما همکاری نکردند. تا اینکه بالاخره آقای رحیم شبخیز که استودیو داشت بسیار از موضوع استقبال کرد و برای همکاری با ما تمایل نشان داد و از ما برای حضور در استودیویش دعوت کرد. اما گفت نمیتوانیم قطعه را روز ضبط کنیم. آن استودیو داخل یک پاساژ بود و برای ورود به آن باید چند پلهای پایین میرفتیم که هنوز هم وجود دارد. آقای شبخیز گفت که قطعه را میتوانیم شبهنگام، زمانی که در پاساژ بسته میشود، ضبط کنیم و ما نیز پذیرفتیم. وی افزود: ما نوازنده و ابزارآلات موسیقایی چندانی نداشتیم و فکر میکردم که بدون ارکستر امکان ضبط نیست. برای حل این معضل مقداری زنجیر تهیه کردم و تعدادی طبل و سنج را نیز داخل گونی ریختم. حال مانده بودم آنها را چگونه به استودیو ببرم؛ زیرا خیابانها پر از مامور بود و انتقال زنجیرها و طبل و سنجها کار خیلی سخت و خطرناکی بود. شرایط به گونهای رقم خورد که ما توسط ماموران دیده شدیم، اما به نوعی گریختیم و فرار کردیم و طوری که دیده نشویم تا استودیو رفتیم و خوشبختانه اتفاقی نیفتاد. سپس حکومت نظامی که اعلام شد و پس از آنکه در پاساژ را بستند، کارمان را شروع کردیم. در استودیو را بستیم و با پیانو ملودی را زدم تا رضا رویگری آن را به وسیله هدفونی که بر گوش داشت بشنود و بخواند و ضبط کنیم. پیش از آن آیهای از قرآن را انتخاب کرده بودم که در اثر آن را میشنویم. همان بخشی که میگوید: «آنان که گفتند الله و بر این ایمان پایدار ماندند، حاضر نشدند بنده غیر خدا شوند و حکومت غیر خدا پذیرند. فرشتگان رحمت بر آنها نازل شوند و مژده دهند که دیگر هیچ ترسی و حزن و اندوهی از گذشته خویش نداریم و شما را به همان بهشتی که انبیاء وعده دادند، بشارت باد». این متن ترجمه شده از آیه قرآنی را پیش از ضبط به رضا داده بودم تا تمرینش کند و او نیز این کار را کرده بود. خشنود در ادامه این مصاحبه درباره نوع ارتباطی که با مرحوم رضا رویگری برای خوانش این اثر داشت، گفت: به رضا درباره اهمیت فضای اثر توضیح داده بودم و از اهمیت آن گفته بودم. به او گفته بودم میخواهم این سرود تنوع بسیاری داشته باشد و یکنواخت نباشد. پس از اجرای خط ملودی با پیانو، رضا بیت اول آن را مقابل میکروفن استودیو خواند و حال مسئله گروه کر پیش آمده بود که لازمه کار بود و ما برای تکمیل این بخش به هیچ شخص یا گروهی دسترسی نداشتیم، لذا تصمیم گرفتیم خودمان کرخوانی کنیم. من و رضا رویگری مقابل میکروفن ایستادیم و متن شعر را خواندیم و تکرار کردیم و تلاش کردیم به آن حجم دهیم. البته بر همان خط پیانو طبل و سنج را نواخته بودم. در واقع باید گفت که آهنگ «الله الله» توسط سه نفر یعنی من، رضا رویگری و رحیم شب خیز به عنوان صدابردار ساخته شد. این در حالی است که امکانات استودیوها در آن مقطع بسیار ضعیف بود. مثلاً صدای زنجیر نسبت به آنچه مدنظر داشتم، خیلی در اثر کم رنگ بود به همین دلیل ایستادم و مدام زنجیر زدم که در موسیقی به این تکرار «لوپ» میگویند. به هر حال کار ضبط شد، اما تمام نشد. پس از آنکه رضا رویگری اثر را خواند و آن را ضبط کردیم به او گفتم ما یک اذان لازم داریم و تو باید بخشهایی از آن را اقامه کنی که این اتفاق افتاد. رضا اذان را گفت و ترجمه آن آیه قرآن را نیز اجرا کرد و کار جمع شد. حضور در چنین مسیری بود که موجب شد به واسطه علاقه مندی های رویگری به ماجرای «خوانندگی»، او در طول سال های فعالیت خود در این عرصه ابتدا آلبوم های «از عشق گفتن» و «غوغا» و سپس آلبوم «کازابلانکا» را پیش روی مخاطبان قرار دهد. «شادآمدی»، «نوایی»، «وا دل من»، «عاشق سرگشته»، «بهارم کی می آی»، «عاشق شده ای دل»، «رقص دستمال»، «تنها مرا رها»، از جمله قطعاتی بودند که در این آلبوم گنجانده شده بودند. پروژه موسیقایی «غوغا» هم یکی دیگر از آلبوم های منتشر شده از سوی مرحوم رضا رویگری بود که در همان سال ها به آهنگسازی و خوانندگی وی و تنظیم بابک شهرکی در قالب قطعات «وطنم»، «تنها بودم»، «انعکاس سبز»، «لحظه موعود»، «رسوای رسوا»، «مطرب عشق» در دسترس مخاطبان قرار گرفت. این روند کم و بیش با خوانش چند قطعه کوتاه در آثار سینمایی و تلویزیونی ادامه داشت تا اینکه در اوایل آبان سال ۱۳۹۰ رویگری در گفتگو با خبرنگار مهر از انتشار تازه ترین آلبوم موسیقایی خود با نام «کازابلانکا» خبر داد و گفت: امیدوارم این آلبوم که آن را در حوزه پاپ و با همکاری جوانها آماده میکنم، بعد از محرم و صفر به بازار بیاید. در این آلبوم ترانههایی با مفاهیم سینمایی خواهیم داشت. به همین دلیل این عنوان را برایش انتخاب کردهام و آقای بامشاد، یغما گلرویی، مریم اسدی و ترانه مکرم نیز از جمله ترانه سرایانی هستند که اشعارشان را در این آلبوم خواندهام. البته برای تحقق این وعده مرحوم رویگری بیش از ۲ سال زمان سپری شد تا اینکه در اردیبهشت ماه سال ۹۲ خبرهایی مبنی بر انتشار این پروژه موسیقایی در رسانه ها منتشر و عنوان شد این آلبوم در روز ۳۱ اردیبهشت ۹۲ در دسترس دوستداران صدای این خواننده قرار می گیرد. این بازیگر سینما درباره مدت طولانی که آلبوم «کازابلانکا» در انتظار انتشار به سر میبرد و تغییراتی که در آن به وجود آمد، توضیح داده بود: آلبوم هیچ تغییری نکرده و تنها در زیر نام آلبوم کلمه «مرد صحنه» نوشته شده است که اشاره به بازیگر دارد. البته دیگر فکر نمیکنم توانش را داشته باشم. سه سال طول کشید این کار آمد به بازار. البته شاید بهصورت تک آهنگ فعالیت کنم چون جمع آوری آلبوم خیلی انرژی میبرد. «بغض»، «قاصدک»، «شیرین و فرهاد»، «صحنه»، «دوران»، «سفربخیر»، «زندگی»، «کازابلانکا»، «زیبایی»، «هنوز» از جمله آثاری بودند که در این آلبوم موسیقایی گنجانده شده بودند. این فرآیند تقریبا پایان دهنده مسیر موسیقایی زندگی هنری مرحوم رضا رویگری محسوب می شود که بعدها به برگزاری چند کنسرت محدود در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران محدود شد و برای این هنرمند هم حواشی از جمله اظهارنظرهای یغما گلرویی درباره نحوه استفاده از اشعارش در پروژه و موارد مرتبط با قراردادمالی را دربر داشت. چارچوبی که اگرچه با فراز و نشیب های زیادی همراه شد اما هرچه بود، جلوه متفاوتی از رضا رویگری را به نمایش گذاشت که بسیاری از مخاطبان در دوران خود طرفدار لحن و صدای این هنرمند شدند و بر این باور بودند که وی در صورت ادامه ندادن بازیگری می توانست به صورت جدی در حوزه موسیقی حرف های بیشتری برای گفتن داشته باشد. مرحوم رویگری طی یکی از گفتگوهای رسانه ای اش بود که در مورد علت ورود بازیگران به عرصه موسیقی گفت: در مورد علت ورود دیگر هنرمندان نمیتوانم نظری بدهم اما در مورد خودم باید بگویم سالها قبل از اینکه وارد عرصه بازیگری شوم به عنوان خواننده فعالیت میکردم اما متاسفانه اصرار بیش از اندازهام برای بازیگری باعث شد تا از استعدادی که خداوند به من در عرصه خوانندگی عطا کرده دور شوم. در عرصه بازیگری به اندازه خوانندگی با استعداد نبودم و برای رسیدن به جایگاه کنونی زحمت زیادی را متحمل شدم اما در عرصه خوانندگی همواره با کمترین تلاش بیشترین بازخورد را دریافت میکردم به همین خاطر تصمیم گرفتم کمتر در فیلم و سریال حضور داشته باشم و بیشتر به عرصه موسیقی بپردازم. وی همچنین در نشست نقد و بررسی آلبوم «کازابلانکا» با بیان اینکه خود را قبل از اینکه یک بازیگر بداند، خواننده می داند، گفت: من به دلیل صدای خوب، سر از دنیای بازیگری درآوردم، کار اصلی من از همان ابتدا آواز خواندن بود و در بازی هایی که داشتم، در واقع می خواندم. همین موضوعِ خواندنم را به سمت بازیگری کشاند و اولین جایی که به عنوان بازیگر از من استفاده شد به دلیل داشتن صدای خوبم بود. البته پیش از انقلاب من در تئاترها می خواندم که از این میان می توان به قطعاتی از سروده های منصور تهرانی و تنظیم های ناصر چشم آذر اشاره کرد. رویگری با اشاره به اینکه برخی از بازیگران از موسیقی و خوانندگی استفاده ابزاری می کنند، گ...
« بازگشت به لیست اخبار