دادگاه رسیدگی به اقدامات دولت آمریکا در تأسیس ساواک برگزار شد
جلسه رسیدگی به اقدامات دولت آمریکا در تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در دوران پهلوی برگزار شد.
جلسه رسیدگی به اقدامات دولت آمریکا در تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در دوران پهلوی برگزار شد. قاضی در ابتدای جلسه گفت: موضوع پرونده کلاسه حاضر، دادخواهی حدود ۵۱ نفر از اتباع ایرانی به طرفیت ۱۳ نفر از جمله دولت آمریکا، به خواسته مطالبه خسارت مادی، معنوی و تنبیهی ناشی از تألمات، دردها، رنجها و آلام ناشی از بازداشتهای غیرقانونی تحت تسبیب دولت آمریکا است. قاضی دادگاه اعلام کرد: دادگاه حاضر وفق قوانین موضوعه کشور، خود را صالح به رسیدگی میداند. اولاً بر اساس اصل ۳۴ قانون اساسی، دادخواهی حق مسلم هر شخصی است و هر کسی میتواند در محاکم ذیل نظر قوه قضاییه دادخواهی کند و خواهانهای پرونده حاضر از این قاعده مستثنا نیستند. در ادامه عزالدین سلیمانی، یکی وکلای خواهانهای این پرونده، در دفاع از موکلان خود بیان کرد: سازمان اطلاعات و امنیت کشور معروف به ساواک در سال ۱۳۳۵ و در زمان حکومت پهلوی دوم تشکیل شد. این سازمان که با هدایت و حمایت آمریکا و آموزشهای رژیم اسرائیل پا به عرصه وجود گذاشت به تدریج به یکی از مخوفترین و بدنامترین سازمانهای شکنجهگر جهان تبدیل شد. وی افزود: ساواک در طول فعالیت خود قواعد و مقررات بینالمللی و داخلی را زیر پا نهاده و اصول اولیه و انسانی حقوق بشر را نقض کرده است. رفتارهای سبعانه این سازمان شامل شکنجههای متعدد جسمی و روحی که بر روی دستگیرشدگان و مظنونین اعمال میشد زبانزد خاص و عام بود و آثار مخرب آن بر جسم و جان برخی از خواهانهای این دادخواست بعد از گذشت سالها همچنان باقی است. وی افزود: این سازمان با هدایت کارشناسان آمریکایی و اسرائیلی به تدریج تبدیل به یک سازمان وحشتآفرین و بدنام با شهرت جهانی میشود. اسناد افشا شده نشان میدهد تشکیل، آموزش، هدایت، تجهیز و تبادل اطلاعات با آن سازمان همگی توسط سیا صورت میگرفت و صد البته در طی این مدت این سازمان از همکاری و آموزشهای سازمان موساد نیز بهره میبرده است. وکیل پرونده بیان کرد: آموزش کارشناسان سیا به مأموران ساواک در سرکوب مخالفان شامل روشهای تعقیب و مراقبت، نفوذ جنگ روانی تشکیل گروههای جعلی برای شناسایی فعالین سیاسی و روشهای بازجویی بود و این کار را هم با اعزام کارشناسان خود به ایران و هم با آموزش مأموران ساواک در خاک آمریکا به انجام میرساند و تمامی این اقدامات مغایر با قطعنامههای سازمان ملل و مصوبات کمیسیون حقوقی سازمان ملل در مورد اصل عدم مداخله و عدم حمایت از اعمال متخلفانه دولتها و رعایت حقوق بشر هستند. سلیمانی ادامه داد: از شکنجههایی که در مراحل بازجویی در این محل علیه متهمین از جمله خواهانهای این پرونده اعمال میشد میتوان به موارد زیر اشاره کرد: آویزان کردن از سقف، دستبند قپانی، کشیدن ناخن، آویزان کردن به شکل صلیب، بیخوابی دادن به مدت طولانی، شوک الکتریکی، فرو کردن سوزن در زیر ناخن، سوزاندن نقاط حساس بدن با فندک یا شمع، قفس هیتردار، دستگیری والدین و اقوام متهم و استفاده از فشار عاطفی، صندلی هیتردار، شلاق با کابل برقی و استفاده از دستگاهی که زندانیان به کنایه نام آپولو به آن داده بودند و آن عبارت بود از یک صندلی که متهم را روی آن مینشاندند به طوری که کف پاهایش بالا باشد و دستها و پاهایش را به آن میبستند، سپس یک محفظه آهنی از بالا سر آنها را تا گردن در بر میگرفت. این وکیل دادگستری افزود: تشکیل ساواک و کمیته مشترک، آموزش تجهیز و تسلیح آن در راستای نقض حقوق بشر و قلع و قمع مخالفان اعم از گروههای مذهبی و غیر مذهبی و سرکوب احزاب روشنفکران دانشجویان روحانیون نویسندگان و هنرمندان به شرحی که گذشت در طول ۲۲ سال فعالیت این سازمان با هدایت و راهنمایی و آموزش خواندگان پرونده است. به گفته سلیمانی، گزارش کمیسیونهای پزشکی از صدمات جانی وارده به قربانیان و آثار به جا مانده از شکنجهها و اقدامات آزاردهنده و درصد نقص عضو یا صدمات جسمی وارده که پیوست دادخواست است. در ادامه جلسه دادگاه تعدادی از خواهانهای پرونده و شاهدان عینی که در دوران حکومت پهلوی، تحت شکنجه ساواک قرار گرفته بودند در جایگاه قرار گرفتند و اظهارات خود را بیان کردند. علیرضا درویشزاده با حضور در جایگاه دادگاه، جزئیات بازداشت، بازجویی و شکنجههای جسمی و روانی خود توسط مأموران ساواک در کمیته مشترک ضدخرابکاری را تشریح کرد و از نقش آموزشها و حمایتهای خارجی در این اقدامات سخن گفت. علیرضا درویشزاده، اظهار کرد: در سال ۱۳۵۳، در تهران، برای سومین بار توسط مأموران ساواک دستگیر شدم. در دفعات قبل نیز زمانی که ۱۵ و ۱۶ ساله بودم و در دبیرستان تحصیل میکردم، بازداشت شده بودم. به گفته همسایگان یک تیم حدوداً ۴۰ نفره برای دستگیری یک دانشآموز اعزام شده بود بهگونهای که گویی یکی از مبارزان بسیار بزرگ را دستگیر کردهاند. این خواهان پرونده افزود: همان شب مرا به کمیته مشترک ضدخرابکاری منتقل کردند. به سلول انفرادی منتقل شدم و از روز بعد بازجوییها آغاز شد. در نخستین روز بازجویی، مطالبی از من مطالبه میکردند که اطلاعی از آنها نداشتم. به همین دلیل، مرا به فردی که شکنجهگر معروفی بود تحویل دادند و به او گفتند این را ببر و یک مقداری خدمات بده. درویشزاده بیان کرد: مرا به تخت فلزی بستند. در تمام مدت چشمهایم بسته بود و فقط در اتاق بازجویی چشمها باز میشد. پاهایم را بستند و با کابلهای مختلف که از نظر ضخامت متفاوت بودند کف پاهایم را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از مدتی، مرا باز کردند و مجبورم کردند بر روی زمین سیمانی راه بروم. به دلیل ورم شدید، پوست پاها شکافته شد و خون جاری شد. وی ادامه داد: بدترین شکنجهای که در کمیته مشترک علیه ما و اکثر زندانیان اعمال میشد شنیدن صدای شکنجههای مکرر دیگر زندانیان بود. ما در تمام طول شبانهروز صدای فریاد خواهران و برادران زندانی را میشنیدیم و شاهد توهینهای بسیار زشت مأموران بودیم. از نظر من، شکنجه روانی از همه شکنجهها آزاردهندهتر بود. این خواهان پرونده گفت: در دومین جلسه بازجویی با ادامه انکار مطالبی که از من میخواستند مرا به اتاق حسینی که شکنجهگر معروف ساواک بود بردند و به دستگاه موسوم به آپولو بستند. آپولو یک صندلی کاملاً فلزی بود که دستها و پاها را به حالتی خاص میبستند. سپس یک کلاه آهنی تا گردن روی سر قرار میدادند که فشار شدیدی وارد میکرد و بخشی از آن بهطور غیرارادی جلوی دهان را میگرفت. وی افزود: در این وضعیت شکنجههای مختلفی اعمال میشد از جمله شوک الکتریکی و ضربات کابل به کف پاها، پس از آن کلاه را برداشتند و دو گیره فلزی به گوشهایم وصل کردند و با وارد کردن شوک الکتریکی دچار لرزشهای شدید شدم و از حال رفتم. درویشزاده ادامه داد: در روزهای بعد به دلیل وخامت شدید وضعیت پاهایم دیگر با کابل شلاق نمیزدند و به جای آن با لگد شکنجه میکردند. به این صورت که میگفتند برای فلانی فوتبال راه بیندازیم مرا وسط قرار میدادند و چند نفر با مشت و لگد میزدند تا به اطراف پرتاب شوم. همچنین با شعله شمع، دستها و سایر نقاط بدنم را میسوزاندند که آثار برخی از آنها هنوز روی دستهایم باقی است. وی اظهار کرد: در یکی از موارد در حالی که در اتاق بازجویی بودم یکی از شکنجهگران دستش را روی دست من گذاشت و دو انگشت دستم را شکست که پس از آن از حال رفتم. علت بازداشت من از نظر آنها مسائل متعددی بود، اما به دلیل پخش اعلامیههای حضرت امام خمینی (ره) و کشف چند اعلامیه از من بازداشت شده بودم. درویشزاده در بخش دیگری از اظهارات خود گفت: آموزش این نیروها توسط دولت آمریکا صورت میگرفت. در زمان بازداشت و شکنجه بارها حضور مستشاران خارجی را احساس میکردیم. اگرچه اغلب چشمها بسته بود، اما در برخی موارد صدای افراد خارجی شنیده میشد. این خواهان پرونده در ادامه اظهارات خود تصاویر و عکسهایی از آثار شکنجههای جسمی وارد شده در دوران بازداشت توسط ساواک را به دادگاه ارائه داد و به نمایش گذاشت. سید قاسم بخشیان، از دیگر خواهانهای پرونده، با حضور در جایگاه دادگاه، جزئیات سه مرحله بازداشت، شکنجههای شدید جسمی و روانی و آسیبهای دائمی وارد شده بر خود توسط مأموران ساواک را تشریح کرد. وی اظهار کرد: سه مرحله توسط ساواک دستگیر شدم. مرحله اول دستگیری من در یازدهم شهریور ۱۳۵۴ اتفاق افتاد. این دستگیری در پی قیام ۱۵ خرداد سال ۵۴ در قم و به تبع آن، پس از سخنرانی شهید هاشم نژاد در مشهد که در تاریخ ۱۷ و ۱۸ خرداد ۵۴ انجام شد، صورت گرفت. وی ادامه داد: در زندان، شکنجههای سنگینی را مشاهده کردم. در ورودی زندان، مسیری ایجاد کرده بودند که از اتوبوس تا قرنطینه، مأموران با هرچه در دست داشتند زندانیان را میزدند مرا در فضایی که بهاصطلاح زمین فوتبال نامیده میشد رها کردند. بیش از ده نفر با مشت و لگد به من حمله میکردند. هوا بسیار گرم بود و در تیرماه این اتفاق افتاد. در زندان شهربانی بازداشت بودم نه دارویی، نه درمانی و نه غذای مناسبی وجود داشت. بخشیان خطاب به دادگاه اظهار کرد: امروز پس از ۴۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز روزی چند بار درد و ناراحتی عصبی دارم و تحت درمان هستم. در ادامه جلسه دادگاه، کلیپی مستند درباره نحوه تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) و شکنجههای اعمالشده توسط این سازمان در صحن علنی دادگاه پخش شد. خانم معصومه ذبیحی خیرآبادی، از دیگر خواهانهای پرونده و همسر شهید سید عباس موسوی قوچانی، از زندانیان سیاسی دوران پهلوی در جایگاه حاضر شد. این شهید به دلیل عوارض ناشی از جانبازی و شکنجههایی که در طول دوران زندان متحمل شده بود، به شهادت رسیده است. همسر شهید سید عباس موسوی قوچانی، گفت: در دوران مبارزات انقلاب اسلامی چندین بار توسط رژیم پهلوی دستگیر و تحت شکنجه قرار گرفته بود. همسرم در جریان بازداشتهای متعدد، حتی زمانی که آزاد میشد، دوباره دستگیر میشد و تحت فشارهای بیرحمانه قرار میگرفت. وی در ادامه گفت: شهید موسوی قوچانی بهطور مداوم در معرض شکنجههای فیزیکی قرار میگرفت. به یاد دارم که در برخی مواقع، شکنجهها آنقدر شدید بود که تا مدتها از آثار آن روی بدنش باقی میماند. او هیچ وقت از شکنجههای روحی و جسمی که در زندانها کشیده بود، حرف نمیزد و با این حال هیچگاه از مسیر انقلاب و مبارزه با رژیم ستمشاهی بازنگشت. همسر شهید همچنین به ذکر خاطراتی از دوران زندان و وضعیت همسرش در بندهای مختلف زندانها پرداخت و گفت: همسرم پس از آزاد شدن از زندان، بهرغم شکنجهها و آسیبهایی که دیده بود، همچنان به فعالیتهای انقلابی خود ادامه داد و در جبهه به شهادت رسید. رضا حضرتی، وکیل دیگر خواهان پرونده در بخش دیگری از جلسه دادگاه با اشاره به اسناد، منابع تاریخی و گزارشهای بینالمللی، به تشریح نقش مستقیم دولت آمریکا و سازمان...
« بازگشت به لیست اخبار