رسانه اسرائیلی: دوران دلبستگی واشنگتن به خاورمیانه تمام شد؛ اسرائیل باید خود را دوباره اثبات کند
این برداشت شخصی یا تحلیل پسینی نیست؛ این دقیقا همان چیزی است که در «سند راهبرد امنیت ملی آمریکا» که نوامبر گذشته منتشر شد، بهصراحت آمده است.
این برداشت شخصی یا تحلیل پسینی نیست؛ این دقیقا همان چیزی است که در «سند راهبرد امنیت ملی آمریکا» که نوامبر گذشته منتشر شد، بهصراحت آمده است. - گروه سیاسی: پایگاه اسرائیلی اورشلیمپست در بخشهایی از یک گزارش تحلیلی به تشکیک در روابط آینده آمریکا و اسرائیل پرداخت و نوشت: با چرخش راهبردی ایالات متحده به سوی منطقه آسیا ـ اقیانوس آرام، آینده اسرائیل به این وابسته است که تا چه اندازه بتواند منافع آمریکا را تامین کند. هر کسی که بخواهد اولویتهای واشنگتن در سالهای آینده را بفهمد، باید از یک سوال ساده شروع کند: کانون اصلی کجاست؟ نه مرکز جغرافیایی، بلکه مرکز راهبردی. پاسخ روشن است: خود ایالات متحده. تمام مناطق دیگر جهان صرفا از این منظر ارزیابی میشوند که تا چه اندازه به منافع آمریکا خدمت میکنند؛ نه بر اساس تاریخ، احساسات، وفاداری یا روابط عاطفی. این برداشت شخصی یا تحلیل پسینی نیست؛ این دقیقا همان چیزی است که در «سند راهبرد امنیت ملی آمریکا» که نوامبر گذشته منتشر شد، بهصراحت آمده است. این سند صرفا یک متن سیاستی معمولی نیست؛ بلکه نقشه اولویتهای قدرت آمریکا در دهه آینده است: چه چیزی مهم است، چه چیزی کماهمیتتر است و مراکز واقعی ثقل قدرت آمریکا کجا قرار خواهند گرفت. آنهایی که به دنبال نشانههایی از دلبستگی عاطفی آمریکا به اسرائیل یا خاورمیانه بهعنوان مرکز استراتژیک جهان هستند، ناامید خواهند شد. اما آنهایی که به دنبال یک سلسلهمراتب سرد و بیرحمانه از منافع هستند، آن را با شفافیتی کمسابقه در این سند خواهند یافت. کانون قرن بیستویکم: آسیا ـ اقیانوس آرام صحنه اصلی قرن بیستویکم منطقه آسیا ـ اقیانوس آرام است؛ جایی که قدرت اقتصادی متمرکز شده، سلطه فناوری به چالش کشیده میشود، ریسکها انباشته میگردد و آینده در حال شکلگیری است. در چنین بستری، تمام مناطق دیگر ـ از جمله خاورمیانه ـ ثانویه، تبعی یا پشتیبان محسوب میشوند. در قلب این صحنه یک نقطه کوچک اما تعیینکننده قرار دارد: تایوان؛ نه فقط بهعنوان قطب نیمههادیها، بلکه بهعنوان لنگر ژئوپولیتیک. تایوان در قلب «زنجیره جزایر اول» قرار دارد؛ همراه با ژاپن و فیلیپین، کمربندی جغرافیایی که دسترسی آزاد چین به اقیانوس آرام را محدود میکند. تسلط چین بر تایوان صرفا یک پیروزی نمادین نخواهد بود؛ بلکه به پکن توانمندیهای نظامی، دریایی و اقتصادی گستردهتری خواهد داد. از نگاه آمریکا، تایوان یک مناقشه منطقهای دیگر نیست؛ یک خط قرمز راهبردی است. پیام ناخوشایند برای اسرائیل این واقعیت به نتیجهای میرسد که برای بسیاری در اسرائیل ناخوشایند است: خاورمیانه دیگر در مرکز جهانبینی استراتژیک آمریکا قرار ندارد. نه به این دلیل که مهم نیست، بلکه چون فوریت ندارد. آمریکا دیگر مانند گذشته به نفت خاورمیانه وابسته نیست. کانونهای اصلی تروریسم تضعیف شدهاند. منطقه از نگاه واشنگتن قابل مدیریت است: با تقسیم بار مسئولیت، مشارکتهای منطقهای و چارچوبهای عادیسازی، نه با حضور نظامی دائم. در این چارچوب، اسرائیل صرفا یک پین روی نقشه است؛ پینی ارزشمند، مفید، اما دور از راس اولویتها. این داوری احساسی نیست؛ تحلیل سیاستی است. راهبرد آمریکا آشکارا از کاهش تعهدات مستقیم، انتقال بار مسئولیت و گذار از حضور دائمی به منافع محدود، قابل اندازهگیری و هدفمند سخن میگوید. سؤال سرنوشتساز اسرائیل در این شرایط، مهمترین سوال استراتژیک برای اسرائیل این نیست که واشنگتن «طرف ماست یا علیه ما»، بلکه این است که آیا اسرائیل در نگاه آمریکا دارایی محسوب میشود یا هزینه؟ آیا اسرائیل به سود ترازنامه منافع آمریکا کمک میکند یا صرفا خرج روی دست آن میگذارد؟ اینجاست که اسرائیل یک مزیت بزرگ دارد، مزیتی که هنوز بهطور کامل استفاده نشده: اسرائیل یک آزمایشگاه زنده تحقیق و توسعه است؛ نه بهعنوان شعار، بلکه بهعنوان واقعیت اقتصادی و فناورانه. اکوسیستم فناوری اسرائیل از امنیت سایبری و هوش مصنوعی تا صنایع دفاعی و تولید پیشرفته ارزش بزرگی برای شرکتها، سرمایهگذاران و نهادهای دفاعی آمریکا ایجاد میکند. تصمیم اخیر شرکت انویدیا (NVIDIA) برای تاسیس یک پردیس بزرگ در شمال اسرائیل یک ژست سیاسی نبود؛ یک محاسبه دقیق سود و زیان بود درباره اینکه استعداد، دانش و مزیت رقابتی کجا تولید میشود. فراتر از این، اسرائیل میدان آزمایش واقعی سامانههای تسلیحاتی، حسگرها، دفاع موشکی و نوآوریهای میدانی آمریکا است؛ نه در شبیهسازی، بلکه در شرایط عملیاتی واقعی. در منطق آمریکایی، این یعنی بازگشت سرمایه (ROI). اگر اسرائیل همچنان بر زبان حق تاریخی، استحقاق اخلاقی و بدهی تاریخی تکیه کند، همان پین کوچک روی نقشه باقی خواهد ماند. اما اگر بتواند خود را بهعنوان تولیدکننده ارزش، شتابدهنده فناوری و شریک افزایشدهنده سود، داده و مزیت رقابتی معرفی کند، حتی در عصر تمرکز آمریکا بر آسیا ـ اقیانوس آرام نیز جایگاه خود را حفظ خواهد کرد.
« بازگشت به لیست اخبار