شاید تیر غیبی هم سمت ترامپ برود | می‌خواهید قصه حمله آمریکا در کوتاه‌ترین زمان تمام شود آتش منطقه را روشن کنید |تأکید می‌کنم: «ده» را بزنید...

شاید تیر غیبی هم سمت ترامپ برود | می‌خواهید قصه حمله آمریکا در کوتاه‌ترین زمان تمام شود آتش منطقه را روشن کنید |تأکید می‌کنم: «ده» را بزنید...

1404/11/07 - 14:33 323 بازدید
سیدمصطفی خوش‌چشم، تحلیل‌گر ارشد مسائل بین‌الملل در گفت‌وگوی زنده تلویزیونی به تشریح هزینه‌های سنگین و پیامدهای راهبردی جنگ با ایران برای غرب و ایالات متحده پرداخت.
سیدمصطفی خوش‌چشم، تحلیل‌گر ارشد مسائل بین‌الملل در گفت‌وگوی زنده تلویزیونی به تشریح هزینه‌های سنگین و پیامدهای راهبردی جنگ با ایران برای غرب و ایالات متحده پرداخت. به گزارش همشهری‌آنلاین، سیدمصطفی خوش‌چشم، تحلیل‌گر ارشد مسائل بین‌الملل و استراتژیک در برنامه «به افق فلسطین» با موضوع «قمارِ ترامپ» با اشاره به پیش‌بینی‌های قبلی خود درباره عدم اقدام نظامی مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تأکید کرد: از ماه‌ها پیش اعلام کرده بود چنین حمله‌ای تنها در صورت تحقق مجموعه‌ای از شروط خاص، از جمله وقوع اغتشاشات گسترده و فراگیر، می‌توانست در دستور کار قرار گیرد؛ شروطی که به گفته او اساساً تحقق‌ناپذیر بوده‌اند. وی افزود: طرح ادعایی رژیم صهیونیستی برای درگیری با ایران دارای چند مرحله بوده و مرحله سوم آن مبتنی بر ایجاد اغتشاش داخلی طراحی شده است. خوش‌چشم اظهار کرد: حتی در صورت بروز ناآرامی‌ها، اگر این ناآرامی‌ها به‌مراتب گسترده‌تر از حوادث سال ۱۴۰۱ هم می‌بود، باز هم احتمال اقدام نظامی محدود و مشروط باقی می‌ماند. تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل با اشاره به محدودیت‌های زمانی و شرایط آب‌وهوایی، تأکید کرد: پنجره زمانی چنین اقدامی حداکثر تا اوایل آذرماه مطرح بوده و پس از آن عملاً بسته شده است. خودش چشم مطرح کرد: حتی در مقاطع بعدی که برخی جریان‌های رسانه‌ای یا سیاسی احتمال حمله را مطرح کرده‌اند، آمریکا و شخص ترامپ اهداف دیگری را دنبال می‌کنند. وی در بخش دیگری از سخنان خود، به فضاسازی‌های رسانه‌ای اخیر پیرامون تحرکات آمریکا در منطقه اشاره کرد و گفت: این تحرکات بیش از آنکه نشانه آمادگی برای جنگ باشد، بخشی از یک «بازی پرریسک» یا همان «قمار ترامپ» برای اعمال فشار سیاسی و روانی است، نه ورود به یک درگیری مستقیم پرهزینه. یک عملیات محدود علیه ایران، الزاماً با پاسخ همراه خواهد بود خوش‌چشم در ادامه با تشریح دلایل خود درباره چرایی پرهیز آمریکا و رژیم صهیونیستی از حمله نظامی مستقیم به ایران، تأکید کرد: اگرچه نیروهای آن‌ها همواره در حالت آماده‌باش قرار دارند، اما آماده‌بودن به‌معنای تصمیم قطعی برای اقدام نظامی نیست. وی با اشاره به شرایط عملیاتی منطقه گفت: نیروهای هوایی و دریایی آمریکا و رژیم صهیونیستی با محدودیت‌های جدی از جمله شرایط نامساعد زمستانی برای پرواز و عملیات مواجه‌اند و همین مسئله هزینه و ریسک هرگونه اقدام نظامی را افزایش می‌دهد. خوش‌چشم تصریح کرد: حتی یک عملیات محدود علیه ایران، چه در قالب شلیک چند موشک یا یک حمله موضعی، الزاماً با پاسخ ایران همراه خواهد بود و این پاسخ نیز طرف مقابل را به واکنش متقابل می‌کشاند؛ روندی که به‌سرعت می‌تواند از کنترل خارج شده و به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل شود. وی ادامه داد: آمریکا و اسرائیل هیچ اطمینانی ندارند که پاسخ ایران محدود باقی بماند و دقیقاً می‌دانند که چنین درگیری‌ای قابلیت گسترش غیرقابل پیش‌بینی دارد. این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به جایگاه ژئوپلیتیکی خلیج فارس و پیرامون آن، تأکید کرد: هرگونه درگیری نظامی در این منطقه به‌طور مستقیم بازار انرژی جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. خوش‌چشم بیان کرد: عبور موشک‌ها از فراز کشورهای نفت‌خیز منطقه یا اصابت حتی تصادفی برخی از آن‌ها به تأسیسات نفت و گاز می‌تواند جهش شدید قیمت نفت را رقم بزند. خوش‌چشم اظهار کرد: بسته‌شدن احتمالی تنگه هرمز در کنار آسیب دیدن میادین نفت و گاز در جنوب و شمال منطقه، جهان را با بحرانی مواجه می‌کند که اقتصاد بین‌الملل آمادگی آن را ندارد. وی تصریح کرد: اقتصاد جهانی به‌صورت زنجیره‌ای و به‌شدت به‌هم‌پیوسته است و فروپاشی در یک بخش، به‌سرعت به آمریکا، اروپا و حتی چین سرایت خواهد کرد. گزینه نظامی، ابزاری برای فشار روانی و سیاسی این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به کتاب «هنر معامله» دونالد ترامپ، تأکید کرد: رئیس‌جمهور آمریکا دارای الگوی فکری مشخصی در حوزه معامله و اعمال فشار است؛ الگویی که بر ارزیابی سود و زیان پنهان هر اقدام و سنجش پیامدهای قابل پیش‌بینی و غیرقابل پیش‌بینی استوار است. خوش‌چشم افزود: ترامپ ممکن است رفتارهایی پرهیجان یا جنون‌آمیز داشته باشد، اما بی‌منطق نیست و در چارچوب یک مدل ذهنی خاص تصمیم می‌گیرد. به گفته وی، یکی از اصول اصلی ترامپ در مذاکره، اعمال حداکثری فشار برای وادار کردن طرف مقابل به عقب‌نشینی است، بدون آنکه بلافاصله به توافق نهایی تن دهد. خوش‌چشم این رویکرد را مشابه «استراتژی سالامی» توصیف می‌کند؛ یعنی گرفتن امتیازات به‌صورت مرحله‌ای و پی‌درپی پس از شکسته‌شدن سد مقاومت طرف مقابل. این کارشناس مسائل بین‌الملل بیان کرد: مجموعه این ملاحظات نشان می‌دهد گزینه نظامی بیش از آنکه یک انتخاب واقعی باشد، ابزاری برای فشار روانی و سیاسی در چارچوب همان «قمار ترامپ» است، قماری که هدف اصلی آن کسب امتیاز در میز مذاکره است نه ورود به یک جنگ پرهزینه و غیرقابل‌کنترل. وعده صلح ترامپ تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده است خوش‌چشم در ادامه با اشاره به سابقه رفتاری دونالد ترامپ در عرصه سیاست خارجی، تأکید کرد: رئیس‌جمهور آمریکا همین الگوی فشار حداکثری و امتیازگیری مرحله‌ای را پیش‌تر در زندگی سیاسی و اقتصادی خود بارها آزموده و نمونه عینی آن را می‌توان در نحوه برخورد او با ولودیمیر زلنسکی و پرونده جنگ اوکراین مشاهده کرد. به گفته وی، زلنسکی بخش بزرگی از داشته‌های کشورش از جمله خاک، منابع طبیعی، حیثیت سیاسی و اقتصادی اوکراین را در اختیار آمریکا قرار داده، تا جایی که ارزش منابع طبیعی واگذار شده چندین برابر کمک‌ها و تسلیحاتی است که واشنگتن در اختیار کی‌یف گذاشته است، با این حال ترامپ نه‌تنها تضمینی برای ادامه حمایت نظامی نداده، بلکه وعده صلح نیز تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده است. این تحلیل‌گر مسائل استراتژیک تصریح کرد: ترامپ با بازیگرانی که عقب‌نشینی می‌کنند و امتیاز می‌دهند، رفتاری تحقیرآمیز و طلبکارانه دارد، اما در مقابل، با بازیگرانی که قاطعانه می‌ایستند و تهدید را با تهدید پاسخ می‌دهند، رویکرد متفاوت و محتاطانه‌تری اتخاذ می‌کند. به گفته وی، منطق ترامپ یک محاسبه ساده سود و زیان است؛ او به‌دنبال معامله‌ای است که بیشترین سود را با کمترین هزینه و بدون درگیری مستقیم برایش به همراه داشته باشد. این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه با اشاره به شرایط اقتصادی آمریکا گفت: سیاست‌های تعرفه‌ای و تصمیمات ناکارآمد دولت ترامپ، فشارهای تورمی و معیشتی در داخل آمریکا ایجاد کرده و این وضعیت به‌حدی جدی شده که حتی در نیویورک، به‌عنوان نماد سرمایه‌داری جهانی، چهره‌هایی با شعارهای متمایل به سوسیالیسم توانسته‌اند توجه افکار عمومی را جلب کنند. ایستادگی و پاسخ متقابل به تهدید، دلیل پرهیز آمریکا از ورود به جنگ وی این روند را نشانه‌ای از نارضایتی عمیق اجتماعی و شکنندگی وضعیت داخلی آمریکا دانست و گفت: در چنین شرایطی ورود به یک جنگ جدید پرهزینه در خاورمیانه، فشار مضاعفی بر اقتصاد آمریکا وارد خواهد کرد؛ فشاری که ترامپ به‌خوبی از تبعات آن آگاه است. خوش‌چشم همچنین با اشاره به نمونه‌های منطقه‌ای اظهار کرد: آمریکا در برابر بازیگرانی که ایستادگی کرده‌اند، عقب‌نشینی کرده است؛ از جمله در تقابل با انصارالله یمن که با وجود توقیف کشتی‌ها و ضربه به منافع آمریکا و متحدانش، واشنگتن پس از مدتی از تشدید درگیری عقب نشست و وارد جنگ مستقیم نشد. وی ادامه داد: یک پژوهشگر آلمانی می‌گوید که ایران تنها کشوری در بازه جغرافیایی مدیترانه تا اقیانوس آرام است که توانسته به آمریکا «نه» بگوید و بر موضع خود بایستد. خوش‌چشم تصریح کرد: مقایسه رفتار آمریکا با کشورهایی مانند دانمارک در موضوع گرینلند یا دیگر متحدان غربی نشان می‌دهد بسیاری از این کشورها در برابر فشار واشنگتن دچار عقب‌نشینی شده‌اند، اما ایران مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. وی گفت: همین ایستادگی و پاسخ متقابل به تهدید، یکی از مهم‌ترین دلایل پرهیز آمریکا از ورود به تقابل نظامی مستقیم با ایران است و این واقعیت، در کنار سایر عوامل راهبردی و اقتصادی، «قمار ترامپ» را به بازی فشار و امتیازگیری سیاسی محدود کرده است، نه جنگ. نمایش هالیوودی آمریکا با ناو و ناوهواپیمابر وی گفت: سال گذشته در همین مقطع تهدید کردند، اما چند ماه بعد در فروردین و اردیبهشت پای میز مذاکره آمدند. ما هم عقب نشستیم و گفتیم درباره موضوع موشکی و مسائل منطقه‌ای صحبت نمی‌کنیم و در حوزه هسته‌ای هم صرفاً در حد ۳.۶۷ درصد حاضر به گفتگو هستیم؛ یعنی اصل داشتن برنامه هسته‌ای را کنار نمی‌گذاریم. این تحلیل‌گر ارشد مسائل منطقه افزود: بعد از جنگ کوتاه نیامدند و فشار روانی ممتد و فشار اقتصادی را ادامه دادند تا روح و روان جامعه را تحت تأثیر قرار دهند. طبیعی است که اگر صرفاً با زبان مذاکره جلو می‌آمدند، برایشان بازدارندگی ایجاد نمی‌شد؛ به همین دلیل ناو و ناو هواپیمابر می‌آورند که بخش عمده‌ای از آن نمایش رسانه‌ای و عملیات روانی هالیوودی است تا طرف مقابل را بترسانند و وادار به عقب‌نشینی کنند. وقتی اینترنت محدود می‌شود باید صادقانه گفت که تهدید امنیتی وجود دارد خوش‌چشم تصریح کرد: از اینجا به بعد مسیر آمریکا ادامه جنگ ترکیبی شدید علیه ایران است. یکی از محورهای اصلی این جنگ، حملات گسترده سایبری است؛ حملاتی که زیرساخت‌های ارائه‌دهنده خدمات مانند مخابرات، بانک‌ها، شبکه‌های آی‌تی و حتی خود شبکه اینترنت کشور را هدف می‌گیرد. وی گفت: متأسفانه در برخی حوزه‌ها با مردم صریح صحبت نمی‌شود. وقتی اینترنت محدود می‌شود، افکار عمومی تصور می‌کند که حاکمیت بی‌توجه یا ظالم است، در حالی که باید صادقانه گفته شود تهدید امنیتی وجود دارد و هدف، حفاظت از زیرساخت‌ها در برابر حملات سنگین سایبری است، نه جلوگیری از دسترسی مردم به محتوا. جنگ‌ها دیگر صرفاً نظامی نیستند این کارشناس مسائل استراتژیک افزود: جنگ‌ها دیگر صرفاً نظامی نیستند؛ امروز با جنگ‌های ترکیبی و هیبریدی مواجهیم که بخش بزرگی از آن خرابکاری در زیرساخت‌هاست. این خرابکاری‌ها الزاماً به‌معنای بمب‌گذاری نیست، بلکه می‌تواند از طریق عناصر نفوذی یا اخلال در سامانه‌های مخابراتی و آی‌تی انجام شود تا در خدمات عمومی اختلال ایجاد کند. خوش‌چشم تأکید کرد: یکی دیگر از سناریوها می‌تواند تلاش برای ایجاد جرقه‌های جدید در کف خیابان باشد؛ حتی از مسیر ترور یک چهره برجسته سیاسی یا اجتماعی، اینکه چه کسی هدف قرار بگیرد، بستگی به هدف طراح دارد؛ اگر بخواهند در جبهه انقلاب اختلاف ایجاد کنند، سراغ یک چهره جنجالی می‌روند و اگر بخواهند روند پیشرفت کشور را مختل کنند، فردی اثرگذار در حوزه‌های کلیدی را هدف می‌گیرند. وی گفت: این تحلیل فقط نظر شخصی من نیست. فرمانده سابق مبارزه با تروریسم رژیم صهیونیستی نیز اخیراً اعلام کر...
« بازگشت به لیست اخبار