قمار ترامپ با تروریستهای نوپدید
در آشوبهای دیماه ۱۴۰۴ به سرویس بع سراغ هستههای محدود و بهشدت کادربندی شده، چون ریاستارت، دراویش گنابادی، برخی جریانهای صوفی مسلک و نیز اراذلواوباش رفته و آنها را برای هدایت میدانی کوچ کردند.
در آشوبهای دیماه ۱۴۰۴ به سرویس بع سراغ هستههای محدود و بهشدت کادربندی شده، چون ریاستارت، دراویش گنابادی، برخی جریانهای صوفی مسلک و نیز اراذلواوباش رفته و آنها را برای هدایت میدانی کوچ کردند. به گزارش مشرق، مرتضی سیمیاری کارشناس منطقه طی یادداشتی در روزنامه جوان درباره آشوبهای اخیر نوشت: دادههای تحلیلی نیز نشان میداد که خوشه «فراخوان به آشوب» با سمت مرحله افت تثبیتشده که به معنای آن بود، موج رسانهای دیگر در فاز اوج یا حتی بازگشت قرار نداشت، بلکه در حال حفظ حداقلی از گردش فعال باقیمانده است. به همین دلیل ترامپ مجبور شد خود مستقیم به صحنه بیاید و لیدری آن را بپذیرد تا روحیه عناصر میدانی را بالاتر ببرد و بهاصطلاح به آشوب تنفس مصنوعی بدهد. نکته قابلتوجه در مورد اغتشاشات اخیر آن است که موساد و سازمان سیا در طول جنگ ۱۲ روزه تستهای مکرری روی گروهکهای تروریستی کلاسیک مانند منافقین، جیشالظلم و احزاب تروریستی و تجزیهطلب کردی انجام داده است، اما در جهتدهی عملیاتی به آنها ناموفق بودند. ازاینرو در آشوبهای دیماه ۱۴۰۴ به سراغ هستههای محدود و بهشدت کادربندی شده، چون ریاستارت، دراویش گنابادی، برخی جریانهای صوفی مسلک و نیز اراذلواوباش رفته و آنها را برای هدایت میدانی کوچ کردند. این تروریستهای نوظهور نیز به دلیل نداشتن برآورد دقیق از ظرفیتهای اجتماعی بهسرعت جریان آشوب را بهسوی اقدامات خشن و مسلحانه هدایت کرده و شکل ایستا به آن دادهاند. تزریق این سطح از خشونت بالا نشان داد آنچه درصحنه قابلمشاهده است نه یک اعتراض بلکه خشونتی سازمانیافته از سوی باندهای تروریستی است که با ثبت خشم کور درصدد پیوستسازی برای اقدامات شرارتبار محور امریکایی و صهیونی در آینده خواهد بود. در طراحی صورت گرفته روی این موضوع هدفگذاری شده است که خشونت سازمانی تا زمانی ادامه پیدا کند که نتانیاهو به مرز آمادگی نهایی برای جنگ رسیده و تناسبی بین اقدام از بالا و فشار تروریستی از پایین ایجاد شود تا آن مرحله این هستههای تروریستی باید کنشگری ثابت بوده و نقش محرک هیجانی را داشته باشند. ترکیب عناصر درگیر با این هستههای خشونتزا نیز نشان میدهد طیفی از نوجوانان و جوانان احساسی با آن همراهی مقطعی داشته و در روز اول از شکلگیری نیز شاگرد بازاریها به آن آغشتگی ناهمگون داشتهاند. اما شواهد بسیاری وجود دارد این پروژه تروریستی حالت مقطعی داشته و ترامپ با تعجیل در پذیرش نقش در آن قمار بزرگی کرده است. فراموش نکنیم که در روز چهارم جنگ نیز ترامپ با نوشتن یک توییت خواهان تخلیه و تسلیم شدن مردم ایران شده بود. در آن روزها همین هستههای ترور و گروهکهای نامتقارن به امریکاییها تضمین داده بودند که وارد فاز عملیاتی مسلحانه شده و تهران را فتح خواهند کرد. اما نهتنها سانتیمتری تحرک تروریستی باوجود فراخوانهای مکرر پیش نرفت، بلکه زیر ضرب عملیات آفندی رفت. از روز ششم جنگ جی. دی ونس معاون ترامپ برای وزیر خارجه کشورمان پیام آتشبس بیقیدوشرط فرستاد، در کانون شکلگرفته نیز اگر موج هیجان از فاکتور خشونت جدا شود، پروژه ترامپ دچار افت فشار شدید خواهد شد. البته باید به این موضوع نیز توجه کرد که خط پایان این پروژه تروریستی نیاز به فرم جدیدی از انسجام ملی و اتحاد در میان عموم جامعه دارد. گروههای سیاسی با هر سلیقه و مرامی بایستی مداخله خارجی را محکوم و با آن مرزبندی روشن کنند. دادن تزهایی، چون «رفرمیسم توافقساز» زمانی معنا مییابد که فاصله لازم با مؤلفه بیرونی بهاندازه کافی رعایت شده باشد. در این آزمون افرادی، چون مولوی عبدالحمید در مسجد مکی باید نقش خود را بهدرستی بازی کنند!
« بازگشت به لیست اخبار