ناصر قندیل: ایران موضع خود را در مذاکرات به آمریکا تحمیل کرده است
سردبیر روزنامه البناء لبنان نقاط قوت ایران و گزینههای سخت آمریکا در مذاکرات هستهای را بررسی کرد.
سردبیر روزنامه البناء لبنان نقاط قوت ایران و گزینههای سخت آمریکا در مذاکرات هستهای را بررسی کرد. به گزارش مشرق، در ادامه تحلیلهای رسانهها و محافل منطقهای از مذاکرات هستهای مسقط میان ایران و آمریکا، ناصر قندیل، تحلیلگر معروف لبنانی و سردبیر روزنامه البناء در سرمقاله این روزنامه به بررسی ابعاد و آثار این مذاکرات فارغ از نتیجه آن پرداخته که شرح این مقاله به شکل زیر است. تحمیل موضع ایران به آمریکا در مذاکرات مسقط آمریکا اصرار داشت که دستور کار مذاکرات شامل برنامه هستهای، برنامه موشکی و روابط ایران با جنبشهای مقاومت در منطقه باشد و در واقع سعی داشت که تهران را در بنبست قرار دهد. اما پاسخ ایران به این معادله آمریکا تحت عنوان «یا همه یا هیچ» با اعلام شجاعانه «پس بگذار هیچ باشد»، یک پاسخ طلایی بود. این پاسخ در حالی که شجاعت و قاطعیت ایران را نشان میدهد، حاکی از آمادگی بالای این کشور برای هر سناریویی از جمله گزینه نظامی است؛ به طوری که ایرانیها به هر قیمتی حاضر به آمدن سر میز مذاکره نشدند و با شروط خود پای مذاکره آمدند. در اینجا مهمترین سوالی که مطرح میشود، این است که چرا واشنگتن با مذاکره بر اساس شرایط ایران موافقت کرد و از معادله «یا همه یا هیچ چیز» عقبنشینی کرد؟ چرا آمریکا از عواقب جنگ با ایران میترسد؟ البته این اقدام آمریکا با گفتمان منطقی درون پنتاگون در مورد خطر قابل توجه جنگ، بدون هیچ تضمینی برای تحقق اهداف آن همسو است. آمریکاییها میدانند خطراتی که آغاز یک جنگ گسترده در منطقه دارد، شامل خسارات شدیدی میشود که ایالات متحده قادر به تحمل آن نیست و اولین آنها مرگ گسترده سربازان و افسران آمریکایی در حملات ایران به کشتیها و پایگاههای آمریکا در منطقه خواهد بود. از طرف دیگر، مطمئناً با توجه به پیامدهای بستن تنگه هرمز به روی کشتیهای نفتی برای مدت قابل توجهی، آمریکا نمیتواند عواقب اقتصادی و سیاسی آن را تحمل کند. اما بزرگترین نگرانی آمریکاییها و صهیونیستها این است که اگر ایران بخواهد از قدرت موشکی واقعی خود برای ویران کردن کل مواضع اسرائیل در سراسر فلسطین اشغالی و حذف این رژیم از معادله منطقهای استفاده کند، چه اتفاقی برای اسرائیل خواهد افتاد؟ بسیج نظامی آمریکا در منطقه؛ نمایش یا تهدید؟ اما در سطح تحلیل نظامی در مورد تجهیزاتی که آمریکا به منطقه آورده و ظاهراً آنها را علیه ایران بسیج کرده که شامل یک ناو هواپیمابر و سه ناو شکن بزرگ میشود، باید این اقدام آمریکا را با اقدامات مشابه آن در دهههای گذشته مقایسه کنیم. ایالات متحده قبل از آغاز جنگ علیه عراق در سال ۲۰۰۳ ، ۴ ناو هواپیمابر و ۱۲ ناو شکن سنگین مستقر کرده بود. آمریکا همچنین در سال ۲۰۲۰ به دنبال جنایت ترور ژنرال قاسم سلیمانی که موجب تشدید اوضاع شد، دو ناو هواپیمابر و هشت ناو شکن سنگین در منطقه مستقر کرده بود. بعد از آغاز جنگ غزه در سال ۲۰۲۳ هم آمریکا دو ناو هواپیمابر و ۶ کشتی جنگی سنگین مستقر کرد و بسیج نظامی این کشور در اوج درگیری با یمن در آوریل ۲۰۲۵ هم شامل استقرار سه ناو هواپیمابر و ۱۰ کشتی جنگی سنگین بود که بین دریای سرخ، دریای عرب، دریای مدیترانه و اقیانوس هند مستقر شده بودند. بنابراین اگر واقعاً آمریکا به دنبال آغاز جنگی علیه ایران باشد، بسیج نظامی آن باید دست کم دو برابر بسیج نظامی در زمان آغاز جنگ علیه عراق یا یمن باشد. بر این اساس مشخص میشود که هدف از تقویت نظامی آمریکا در منطقه، دادن اهرم فشار کافی به دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور و دولت وی برای آغاز مذاکرات با ایران از موضع قدرت است نه برای شروع جنگ. نگرانی اسرائیل از نتیجه مذاکرات هستهای ایران و آمریکا در این میان، سفر سریع و غیر منتظره بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی به واشنگتن که دیدار او با ترامپ را یک هفته جلوتر میاندازد، بیانگر نگرانی اسرائیل از پیشرفت سریع روند مذاکرات ایران و آمریکا و رسیدن به راهکاری است که شامل هیچ بندی در مورد برنامه موشکی ایران نباشد.
« بازگشت به لیست اخبار