نیروهای آمریکا در ۱۰۰ کیلومتری تهران؛ افشای جزئیات عملیات مشابه ربایش مادورو در ایران
یک کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به مقایسه برخی تحولات اخیر ونزوئلا با شرایط ایران گفت: این تصور که سناریوی ربایش مقامات فقط در ونزوئلا اجرا شده، نادرست است. همین الگو در جریان جنگ اخیر علیه ایران نیز طراحی شده بود، اما با اشراف و اقدام بهموقع دستگاههای اطلاعاتی کشور، بهطور کامل خنثی شد.
یک کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به مقایسه برخی تحولات اخیر ونزوئلا با شرایط ایران گفت: این تصور که سناریوی ربایش مقامات فقط در ونزوئلا اجرا شده، نادرست است. همین الگو در جریان جنگ اخیر علیه ایران نیز طراحی شده بود، اما با اشراف و اقدام بهموقع دستگاههای اطلاعاتی کشور، بهطور کامل خنثی شد. مصطفی خوشچشم تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به تجاوز آمریکا به ونزوئلا، اینکه «چه سناریوهایی پیشروی مقامات دولت ونزوئلا خواهد بود؟» را تشریح کرد. به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، سید مصطفی خوشچشم، تحلیلگر مسائل بینالملل، با اشاره به تحولات اخیر ونزوئلا، تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران نباید همه تحولات جهانی را صرفاً از زاویه خود تفسیر کند و درک دقیقتری از اولویتهای راهبردی آمریکا داشته باشد. وی با بیان اینکه «در نظم فعلی جهان، چین تهدید سطح یک برای آمریکاست و ایران در سطح دو قرار میگیرد»، گفت: برخلاف برخی برداشتها، فشارهای آمریکا در آمریکای لاتین بیش از آنکه متوجه ایران باشد، در راستای مهار چین تعریف میشود. آمریکا ابتدا تلاش میکند حیات خلوت خود را از نفوذ چین پاکسازی کند و سپس به سراغ اروپا و سایر بازیگران برود. چرا آمریکا سراغ ونزوئلا رفت؟ چه سناریوهایی پیشروی مقامات دولت ونزوئلا خواهد بود؟ دکترین مونرو چیست و آمریکا چطور با آن اشغالگری میکند؟ این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره دخالت آمریکا در صورت شلیک به معترضان، نیز تأکید کرد: اینگونه موضعگیریها بیش از آنکه نشانه آمادگی برای اقدام نظامی باشد، مصرف رسانهای و روانی دارد. در منطق جنگ، اصل غافلگیری یک قاعده بدیهی است و هیچ بازیگری که قصد عملیات واقعی دارد، آن را از قبل اعلام نمیکند. وی افزود: ترامپ از پیش میدانست که طی ساعات آینده قرار است عملیاتی در ونزوئلا انجام شود و با انتشار این پیام تلاش کرد هم ژست بازدارندگی بگیرد و هم از تبعات آن بهرهبرداری سیاسی کند. در واقع، این پیام حامل معنای غیرمستقیم دیگری است و نباید آن را تهدید نظامی فوری تلقی کرد. این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به پیشبینیهای قبلی خود گفت: از ماهها قبل هشدار داده شده بود که تقابل وارد فاز «جنگ ترکیبی» میشود. در این چارچوب، اقدام نظامی مستقیم تنها در صورتی در دستور کار قرار میگیرد که پاسخ دو سؤال کلیدی برای طرف مقابل روشن باشد؛ نخست اینکه آیا در صورت حمله، ایران به سمت ساخت سلاح هستهای میرود یا نه، و دوم اینکه آیا ایران در واکنش، مراکز راهبردی رژیم صهیونیستی مانند رآکتور دیمونا را هدف قرار میدهد یا خیر. به گفته وی، معنای واقعی این پرسشها سنجش میزان عبور ایران از خطوط بازدارنده است. تجربه جنگ اخیر نشان داد که با وجود پاسخ قاطع ایران، طرف مقابل به این جمعبندی رسید که در صورت تداوم درگیری، آسیبپذیریاش بهمراتب بیشتر خواهد بود. به همین دلیل نیز از گسترش دامنه حملات به زیرساختهای حیاتی ایران، از جمله پالایشگاهها، خودداری کرد. این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: پس از ناکامی در میدان نظامی، تمرکز دشمن بهسمت اغتشاش داخلی سوق داده شد. برآورد آنها این بود که تنها در صورت شکلگیری اغتشاشی بسیار گسترده، میتوان سناریوهای بعدی مانند فعالسازی گروههای تروریستی، تشدید ناامنی و حتی تجزیهسازی را پیش برد. اما این پروژه نیز با افزایش انسجام اجتماعی و ناکامی در بالا بردن «عدد اغتشاش» با شکست مواجه شد. وی با اشاره به تحرکات اخیر در برخی مناطق غربی کشور تصریح کرد: ورود زودهنگام و محدود گروههای تروریستی، آن هم در شرایطی که اغتشاش فراگیر شکل نگرفته، نشانه آن است که طرف مقابل به مرحله فشار حداکثری و استفاده از آخرین ابزارهای خود رسیده است؛ اقدامی که بیشتر از قدرت، بیانگر استیصال است. این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه تأکید کرد: باید میان اعتراض و اغتشاش تفکیک قائل شد. اعتراض مسالمتآمیز، حقی قانونی و بهرسمیتشناختهشده است، اما خشونت، تخریب، حمله به نیروهای امنیتی و اقدامات مسلحانه، در هیچ نظام سیاسی و در هیچ نقطهای از جهان قابل پذیرش نیست. هدف ترامپ از حمایت از اغتشاشگران و تهدید ایران چیست؟ این کارشناس مسائل بینالملل با تفکیک میان اعتراض، اغتشاش و اقدامات خشونتآمیز تأکید کرد: اعتراض مسالمتآمیز با سنگپرانی، شلیک، حمله مسلحانه و درگیری سازمانیافته تفاوت ماهوی دارد و این سطوح نباید با یکدیگر خلط شوند. هرکدام از این رفتارها تعریف، پیامد و پاسخ متفاوتی دارد. وی در ادامه با اشاره به برآوردهای آمریکا از تحولات داخلی ایران گفت: رفتار فعلی واشنگتن نشان میدهد که خود آمریکاییها نیز به این جمعبندی رسیدهاند که «عدد اغتشاش» افزایش چشمگیری نخواهد داشت. فشارهای فعلی بیشتر برای ایجاد یک اوج مصنوعی و کوتاهمدت طراحی شده تا از آن بهعنوان اهرم فشار در مسیر مذاکره استفاده شود. به گفته این تحلیلگر مسائل بینالملل، فعالسازی محدود گروههای مسلح و تشدید فشار رسانهای و امنیتی، تلاشی برای بالا بردن موقت سطح تنش است؛ اما برآورد طرف مقابل این است که این وضعیت ظرف چند هفته آینده جمع خواهد شد. هدف نهایی، بردن فضا به سمت مذاکره از موضع فشار است؛ مذاکرهای که از نگاه آمریکا باید «به شرط آنها» انجام شود. این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: از مدتها قبل قابل پیشبینی بود که با ورود به ماههای دی و بهمن، تلاش برای بازکردن دوباره پرونده مذاکره تشدید شود؛ چه از سوی آمریکا و چه با نقشآفرینی برخی کشورهای اروپایی. این روند حتی پیش از آغاز اغتشاشات نیز قابل ردیابی بود و نشانههای آن در مواضع رسمی و غیررسمی طرفهای غربی دیده میشد. وی با اشاره به مواضع اعلامشده از سوی مقامات رسمی کشور گفت: مسئله اصلی این است که آنچه آمریکا دنبال میکند، مذاکره پایاپای نیست، بلکه مذاکره برای تسلیم است. شرطگذاری بر توقف کامل غنیسازی، ورود به پرونده توان موشکی و نفوذ منطقهای، پیششرطهایی است که اساساً مذاکره را بیمعنا میکند. این تحلیلگر مسائل سیاسی افزود: تجربه مذاکرات گذشته نشان داده که این مسیر نتیجهبخش نیست. فشار ترکیبی غرب، با هدف فرسایش توان داخلی و بهرهبرداری از مشکلات موجود طراحی شده، اما برآوردهای میدانی نشان میدهد شدت تحرکات فعلی، نوسانی و محدود است و به هیچوجه قابل مقایسه با وقایع سال ۱۴۰۱ نیست. به گفته وی، حتی در خوشبینانهترین برآورد برای طرف مقابل، سطح کنونی تحرکات به یکدهم یا یکدوازدهم آن مقطع میرسد و هرگز به نصف آن هم نخواهد رسید؛ ضمن اینکه همان سطح نیز برای پیشبرد سناریوهای مورد نظر غرب کافی نبود. این کارشناس مسائل بینالملل تأکید کرد: مجموعه این نشانهها بیانگر آن است که پروژه فشار فعلی بیش از آنکه ناشی از قدرت باشد، تلاشی برای استفاده از آخرین ابزارها در شرایط محدودیت گزینههای راهبردی است. آمریکا در جنگ ۱۲ روزه طرحی مشابه ربایش مادورو را میخواست در ایران اجرا کند! این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به مقایسه برخی تحولات اخیر ونزوئلا با شرایط ایران گفت: این تصور که سناریوی ربایش مقامات فقط در ونزوئلا اجرا شده، نادرست است. همین الگو در جریان جنگ اخیر علیه ایران نیز طراحی شده بود، اما با اشراف و اقدام بهموقع دستگاههای اطلاعاتی کشور، بهطور کامل خنثی شد. وی تأکید کرد: این ناکامی، تفاوت اساسی عملیات علیه ایران با آنچه در ونزوئلا رخ داد را نشان میدهد. در ونزوئلا، عملیات شوکآور برای ایجاد انفعال و سپس ربایش انجام شد، اما در ایران، همین الگو پیش از اجرا منهدم شد. این بهروشنی نشان میدهد که چنین اقداماتی علیه ایران نهتنها طراحی شده، بلکه اجرا هم شده، اما به نتیجه نرسیده است. این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به تجربههای تاریخی افزود: اگر قرار بود چنین سناریوهایی در ایران موفق شود، این اتفاق در جریان جنگ مستقیم ماههای گذشته رخ میداد. اینکه پس از آن، چنین اقداماتی تکرار نشد، نشاندهنده محدودیت واقعی گزینههای عملیاتی دشمن است. وی در ادامه با نگاهی راهبردی تصریح کرد: جهان وارد مرحله جابهجایی قدرت شده و در چنین شرایطی، هر کشوری که میخواهد بقا و نقشآفرینی داشته باشد، باید الزامات قدرت را جدی بگیرد. این الزامات فقط نظامی نیست؛ شامل الزامات اقتصادی، معیشتی، علمی و فناورانه نیز میشود. به گفته این تحلیلگر مسائل بینالملل، جنگهای آینده، جنگهای کلاسیک نخواهند بود، بلکه مبتنی بر فناوریهای پیشرفته خواهند بود؛ از هوش مصنوعی و جنگ سایبری گرفته تا ماهوارههای نظامی، سامانههای لیزری و برتری اطلاعاتی. سرمایهگذاری گسترده و سریع در این حوزهها، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی حیاتی و حتی مهمتر از نیازهای روزمره است. وی در پایان تأکید کرد: پیشرفت علمی شتابان، ستون اصلی امنیت ملی در دهههای آینده خواهد بود و هرگونه تعلل در این مسیر، هزینههای راهبردی سنگینی بهدنبال خواهد داشت.
« بازگشت به لیست اخبار