چه کسی به امیرحسین سنگ زد؟ | شش کاری که از من و شما برمیآید
پرسش اصلی این است: چه کسی و چه کسانی سنگ زدند؟ آنکه به امیرحسین سنگ زد و این جوان بسیجی را شهید کرد، آشناست.
پرسش اصلی این است: چه کسی و چه کسانی سنگ زدند؟ آنکه به امیرحسین سنگ زد و این جوان بسیجی را شهید کرد، آشناست. به گزارش همشهریآنلاین، محسن مهدیان، مدیرعامل موسسه همشهری در یادداشتی با عنوان « چه کسی به امیرحسام سنگ زد؟»نوشت: معاون سیاسی استاندار میگوید به حافظان امنیت با سنگ حمله شد و در این جریان، امیرحسام خدایاری به شهادت رسید و ۱۳ نفر نیز زخمی شدند. اما پرسش اصلی این است: چه کسی و چه کسانی سنگ زدند؟ آنکه به امیرحسام سنگ زد و این جوان بسیجی را شهید کرد، آشناست. این ضرب دست آشناست؛ این سنگپرانیها را میشناسیم. این کار مردم ما نیست؛ حتی اگر عصبانی باشند، حتی اگر از اقتصاد و معیشت زخمخورده باشند. این سنگها، ضربِ دست همانهایی است که نشانی خانه دانشمندان این وطن را دادند تا موشک روی سرشان بریزد؛ همانها که باعث شهادت نزدیک به دویست زن و کودک در ایران شدند. وقتی گرا میدادند، برایشان دختر باحجاب و بیحجاب فرقی نداشت؛ پایینشهر و بالاشهر را همزمان نشانه میرفتند. این سنگها را مزدورهای نفوذی زدند؛ اما اینها هم ارزش ندارند؛ باز هم کوچکتر از آناند که چنین ضربی بزنند. اینها ابزارند، نه طراح. این سنگها را همان سلاخ اصلی منطقه زد. این سنگزدنها آشناست؛ هم ضربش، هم جهتش. اهریمنی که در کشتن دهها هزار زن و کودک در غزه کارآزموده شده است؛ تجربه اندوخته و آدمکشی برایش کمترین گناه است. امیرحسام جوانی بود که برای دفاع از مردم و خاکش لباس امنیت پوشیده بود؛ و دقیقاً همینها را میزنند. از پدر و مادر امیرحسام ها بپرسید مهمترین ویژگی فرزندشان چه بود؛ میگویند: خدمت به این خاک، به مردم و به دین. اما سؤال دیگر این است: این سنگها را چه کسی در آن حوالی ریخت؟ چه کسی آنها را دمِ دست این جلادان خدانشناس گذاشت؟ بیایید از گفتنش نترسیم. همانهایی که دهها بار هشدار رهبر انقلاب درباره اقتصاد را جدی نگرفتند. همانهایی که دهها بار تذکر رهبر انقلاب درباره جهاد تبیین را نادیده گرفتند. همانهایی که بارها تصریح رهبر انقلاب درباره فرهنگ را فراموش کردند. و کسانی که، خواسته یا ناخواسته، در ریختن این سنگها دم دست سلاخان و جلادان حرامی نقش داشتند. شش کاری که از من و شما برمیآید به گزارش ،مهدیان در یادداشتی دیگری با عنوان « شش کاری که از من و شما برمیآید» نوشت: قبل از هر چیز، از پای گوشی بلند شوید و به خیابان بیایید. اینستاگرام، توئیتر و تلگرام را رها کنید. اجازه ندهید واقعیت را برایتان وارونه نشان بدهند. مردم در حال زندگی عادیشان هستند. اگر در بعضی مناطق مغازهای بسته شده، اغلب از ترس یک عده اوباش است، نه چیز دیگر. وگرنه کدام کاسب، شب عید و روز پدر، مغازهاش را تعطیل میکند؟ چرا باید به خیابان بیایید؟ چون وقتی فقط در محاصره رسانهها هستید، عملاً کاری از دستتان برنمیآید. اما بعد از دیدن واقعیت، چه باید کرد؟ +دوم | فیکها را افشا کنید این روزها فضای مجازی پر از محتوای جعلی است. فیکها چند دستهاند: برخی ویدئوها قدیمیاند یا صداگذاری شدهاند. بعضی با هوش مصنوعی ساخته شدهاند؛ مثل شهروندخبرنگارانی که اصلاً وجود خارجی ندارند و فقط برای تحریک دیگران ساخته شدهاند. دستهای هم ترولها و کامنتگذارهایی هستند که عمدتاً خارج از کشورند و با رباتها کار میکنند تا فضا را شلوغ نشان بدهند. حتی در ویدئوهای واقعی هم پیداست جمعیت اندک است و یک گروه محدود، مدام از این نقطه به آن نقطه میروند تا تصویر بسازند؛ همان روشی که اواخر ۱۴۰۱ هم استفاده میشد. چهارم | زندگی عادی مردم را نشان بدهید عکس و فیلمهایی منتشر کنید که نشان میدهد مردم در حال زندگی طبیعی خود هستند. این واقعیت صحنه است، اما نمیخواهند شما آن را ببینید. پنجم | اخبار اختلاف و اعتراف دشمن را دنبال کنید دو نوع خبر را جدی بگیرید: یکی دعواها و اختلافات داخلی خودشان؛ دیگری خبرهایی که در آنها ناخواسته به شکست اعتراف میکنند. ششم | مطالبهگری را فراموش نکنید اعتراض حق مردم است. اما مطالبهگری باید طوری باشد که امید را تقویت کند، نه اینکه حس بنبست و ناامیدی بسازد.
« بازگشت به لیست اخبار