«کافه سلطان» را دقیقه ۹۰ به جشنواره رساندیم
رزاق کریمی میگوید: واقعاً میتوانم بگویم در دقیقه ۹۰ به فجر رسیدیم. نسخه اولیه را زودتر تحویل داده بودیم، اما نسخه نهایی را در آخرین روز ارائه کردیم. جشنواره فجر فرصت مهمی برای دیده شدن آثار سینمای ایران است و تقریباً همه فیلمها برای رسیدن به آن تلاش میکنند.
رزاق کریمی میگوید: واقعاً میتوانم بگویم در دقیقه ۹۰ به فجر رسیدیم. نسخه اولیه را زودتر تحویل داده بودیم، اما نسخه نهایی را در آخرین روز ارائه کردیم. جشنواره فجر فرصت مهمی برای دیده شدن آثار سینمای ایران است و تقریباً همه فیلمها برای رسیدن به آن تلاش میکنند. : مرتضی رزاقکریمی، تهیهکننده فیلم سینمایی «کافه سلطان»، از آثار حاضر در بخش سودای سیمرغ چهلوچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر، درباره شکلگیری این پروژه گفت: ایده اولیه فیلم متعلق به آقا مصطفی برادرم است. نویسنده فیلم این قصه را ارائه داد و ما بعد از بررسی، به این نتیجه رسیدیم که میتوانیم به آن اعتماد کنیم. من پیش از این هم تجربه همکاریهای موفقی با مصطفی داشتم؛ از جمله فیلم سینمایی حس پنهان که تجربه خوبی برای هر دوی ما بود. سال های پس از «حس پنهان» او افزود: بعد از «حس پنهان»، دو فیلم بلند داستانی دیگر هم با هم کار کردیم که بنا بود سینمایی باشند، اما به دلایلی در آن مقطع شرایط اکران سینمایی فراهم نشد و در قالب تلهفیلم ساخته شدند. یکی از آنها فیلم «تلفن» بود که فیلمنامهاش را آقای دکتر محمود اربابی نوشته بودند و مصطفی کارگردانی آن را برعهده داشت. فیلم با وجود اینکه سینمایی نشد، از نظر کیفی اثر قابل توجهی بود و بازیگران شناختهشدهای مثل علیرضا شجاع نوری، شقایق فراهانی و هومن کیایی در آن حضور داشتند.فیلم بعدی «مرگ در میزند» بود که فیلمنامهاش را سروش صحت نوشته بودند و در سال ۱۳۹۲ بارها از تلویزیون پخش شد. این اثر یک فیلم مفهومگرا با ساختار طنز موقعیت بود و مخاطبان زیادی هم پیدا کرد. بعد از آن، به دلیل مسئولیتهایی که در حوزههای صنفی و همچنین در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی داشتم، مدتی از تهیهکنندگی فاصله گرفتم و عملاً فیلمی تهیه نکردم.حدود پنج سال است که دوباره فعالیت حرفهایام را به عنوان تهیهکننده شروع کردهام، اما در این مدت قصهای پیدا نمیشد که هم من و هم کارگردان روی آن به اتفاق نظر برسیم. بعضی متنها مورد علاقه من بود و ایشان نه، یا برعکس. «کافه سلطان» بعد از حدود ۱۲ سال اولین متنی بود که هر دوی ما یعنی من و مصطفی به آن علاقهمند شدیم و همین باعث شد کار را شروع کنیم. قصه برایمان جذابیتهای لازم را داشت و انگیزه اصلی شکلگیری پروژه همین بود. درام پررنگ خانوادگی تهیهکننده «کافه سلطان» درباره ویژگیهای محتوایی فیلم گفت: من شخصاً به موضوعات خانوادگی و مسائل روانشناختی علاقه دارم. البته «کافه سلطان» یک فیلم سایکودرام یا روانشناسانه به معنای کلاسیک نیست، اما درام خانوادگی در آن بسیار پررنگ است. مسئله فاصله نسلها و تفاوت نگاه میان نسل جوان و نسلهای پیشین برای من جذاب بود. هیچکدام از این نگاهها لزوماً غلط نیستند؛ هر کدام منطق و پشتوانه فکری خودشان را دارند، اما این تفاوت دیدگاهها در «کافه سلطان» به چالش کشیده میشود. داستان فیلم در بستر یک جنگ ۱۲روزه روایت میشود؛ جنگی که بهعنوان یک عامل بیرونی، تلنگری به یک خانواده میزند و روابط میان اعضای آن را دستخوش تغییر میکند. در واقع، فیلم تلاش میکند انتظارات نسل جوان و چالشهای درون خانوادهها را به تصویر بکشد.
« بازگشت به لیست اخبار