مذاکره زیر سایه منافع؛ نقش آمریکا و چشمانداز صلح اوکراین
سوال درباره دیدارهای نمایندگان آمریکا و روسیه این است که آیا این دیدارها میتواند بهصلح پایدار منتهی شود؟
سوال درباره دیدارهای نمایندگان آمریکا و روسیه این است که آیا این دیدارها میتواند بهصلح پایدار منتهی شود؟ آمریکا این مذاکرات را سازنده توصیف کرده است، اما سؤال اساسی این است که آیا چنین گفتوگوهایی میتواند به صلح پایدار منتهی شود یا صرفاً چارچوبی برای مدیریت مناقشه و حفظ وضعیت جنگی مهندسیشده از سوی واشنگتن فراهم میآورد؟ در مطالعات روابط بینالملل، تمایز مفهومی میان حل مناقشه (Conflict Resolution) و مدیریت مناقشه (Conflict Management) یک معیار کلیدی برای تحلیل فرایندهای دیپلماتیک محسوب میشود. حل مناقشه به معنای تلاش برای رفع علل ساختاری جنگ و دستیابی به صلح پایدار است، در حالی که مدیریت مناقشه به کنترل پیامدها و مهار تشدید بحران محدود میشود، بدون آنکه اساساً شرایط منازعه را برطرف کند. بر این اساس، بررسی دقیق دیدار اخیر در فلوریدا نشان میدهد که رویکرد واشنگتن بیش از آنکه نشانهای از حل مناقشه باشد، در مسیر مدیریت و سیستماتیزه کردن بحران یا بهعبارتی مهندسی صلح قابل کنترل حرکت میکند. ارزیابی رویکرد آمریکا: میانجیگری یا مدیریت بحران؟ روسیه و اهداف استراتژیک حضور روسیه در مذاکرات فلوریدا نشان میدهد مسکو همچنان در برابر خواستهای واشنگتن و کییف برای صلح فعال است، اما تأکید دارد که منطقههای تحت کنترل خود در اوکراین را حفظ کند. در مذاکرات مشابه، گزارشهای اطلاعاتی حاکی از این بودهاند که ولادیمیر پوتین از اهداف خود برای حفظ مناطق اشغالی چشمپوشی نکرده است، هرچند سخنگوی رسمی کرملین گاهی بر تعهد به گفتوگو تأکید میکند. این واقعیت نشان میدهد که مسکو بهدنبال مشروعیتبخشی به واقعیتهای میدانی حتی در قالب توافقهای محدود است، نه پذیرش یک صلح تمامعیار که الزامات بازگرداندن سرزمینهای اشغالی را در بر داشته باشد. اوکراین میان فشار و ضرورت نقش اروپا و متحدان غربی اگرچه اروپا بهعنوان شرکای آمریکا در این مذاکرات حضور داشته، اما نقش آنها عمدتاً تابع منافع واشنگتن بوده است. فقدان اجماع راهبردی میان اعضای اتحادیه اروپا درباره مسیر صلح و همچنین وابستگی امنیتی قاره به ناتو باعث شده است که اروپا نتواند نقش مستقلی در تعریف دستور کار مذاکرات ایفا کند. این وضعیت، تحلیل علمی – سیاسی را تقویت میکند که وزن سیاست خارجی غرب در بحران اوکراین بیش از آنکه در اروپا باشد، در واشنگتن متمرکز است و تصمیمگیریهای کلان در این عرصه وابسته به منطق قدرت آمریکا است. به طور کلی دیدار اخیر در فلوریدا بیش از آنکه نشانهای از دستیابی به صلح پایدار و حل منازعه باشد، نشانهای از تلاش برای مدیریت بحران اوکراین در یک چارچوب قابلکنترل توسط قدرتهای بزرگ است. این مدیریت، اگرچه ممکن است به ایجاد آتشبسهای موقت، تضمینهای امنیتی محدود و کاهش سطح خشونت در کوتاهمدت منجر شود، اما در وهله نخست؛ علل ساختاری بحران (از جمله موضوع سرزمینها و کنترل جغرافیایی) را حل نمیکند، دوم؛ روسیه را در موقعیتی برای حفظ دستاوردهای میدانی قرار میدهد، سوم؛ اوکراین را در یک وضعیت وابستگی راهبردی مستحکم نگاه میدارد و در نهایت اروپا را بیشتر تابع سیاستهای واشنگتن معرفی میکند. در نتیجه، بهرغم زبان خوشبینانه از «سازنده» بودن این مذاکرات، صلح واقعی هنوز یک هدف دستنیافتنی است و آنچه در حال شکلگیری است نسخهای از «صلح مدیریتشده» با محوریت واشنگتن است که تا زمانی که ساختارهای بنیادی حل مناقشه طراحی و اجرا نشوند، میتواند وضعیت جنگی را در قالبی فرسایشی و قراردادی حفظ کند. نویسنده: معصومه محمدی، کارشناس مسائل اورآسیا
« بازگشت به لیست اخبار